بس کام دل که خلق بر او دسترس نیافت
بس گل که شد بباد و از او بوی کس نیافت
بعد از دو هفته سوی چمن رفت عندلیب
از صد هزار خرمن گل نیم خس نیافت
مستان شدیم و مستی مارا برنگ و بوی
هرچند سعی کرد که یابد عسس نیافت
میخواست مرغ خاطر عاشق نشیمنی
جائی بدلنشینی کنج قفس نیافت
مارا که خیل پیش روانیم هیچکس
در راه دوستی قدمی باز پس نیافت
لعل بتان ز آفت اهل هوس تر است
آری شکر امان زهجوم مگس نیافت
ما عارفان کعبهٔ رازیم هیچگاه
رهبر سراغ ما بصدای جرس نیافت
یک صبح دل بروی هوس باز کردهئی
دیگر بعمر خویش اثر در نفس نیافت
هرچند کنجکاوی دل کرد صبح و شام
عاشق بغیر خواهش او ملتمس نیافت
«طالب» فکنده است بشاخ بلند فقر
درداکه بر ارادت خود دسترس نیافت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.