دلا بیوی قدح چشم آرزو بکشای
سر خمار نداری سر سبو بکشای
بر نگ و بو چه شتابی نه کودکی نه عروس
تراکه گفت که دکان رنگ و بو بکشای
شنیدهٔ که ره زلف او خطر ناکست
دلا دمی جرس ناله از گلو بکشای
مکن بماتم دل اکتفا با فسوسی
لباس چاک زن و رو خراش و مو بکشای
گهی بناخن درد وگهی بناخن دست
زدیدهٔ چشمه روان کن زسینه جو بکشای
بدهر یکجهتی نیست سر بسر دودلند
بامتحان نظری بر چهار سو بکشای
عروس طبع مرا عقل رو نما «طالب»
بیارپس بادب برقع از گلو بکشای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.