زبس سودای زلفش بردل غمدیده پیچیده
نفس چون دود ره طی میکند پیچیده پیچیده
که رنجانید باز از باد آهی تار زلفش را
که هر رگ بر تنم چون افعی پیچده پیچیده
چسان کاهل بصر پیچند مشکین سرمه در کاغذ
نظر خاک رهش در پردههای دیده پیچیده
ز تاب آن خط عنبرفشان و آن طرهٔ پیچان
چو طوماری که پیچند آن قدر غمدیده پیچیده
دلی دارم پریشان، خاطری، از دل پریشانتر
چو دستاری که مجنون برسر ژولیده پیچیده
چه درخواب وچه بیداری آن زلف پریشان را
چو آه «طالب» آشفته هر کس دیده پیچیده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.