جهان گلیست که رنگش ز بویش افزونست
نمونهٔ ز گل داغ و لالهٔ خونست
ز دود آه شرر بار خویش در حذرم
که فتنهٔ نکند زانکه آسمان گونست
ز خوردن غم هر روزهام گریزی نیست
بلی چه چاره کنم غصه نیز افیونست
خزینه داری راز تو چون کنم که مرا
ز نور عشق درون نیز همچو بیرونست
وصال زنده دلی رو نداد پنداری
که در قلمرو دلها هنوز طاعونست
بدست غمزهٔ او اختیار دل «طالب»
چو در تصرف شیرین عنان گلکونست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.