آنکه از تحریر نامش نامه بوی گل گرفت
دوش در بزم آمد و هنگامه بوی گل گرفت
باگریبان بهارافشان چو پیدا شد ز دور
بر تن مجلسنشینان جامه بوی گل گرفت
جوش بلبل امشب از بزم حریفان دور نیست
اینچنین گر شعلهٔ هنگامه بوی گل گرفت
مشت خونی دوش کردم در گریبان سحر
کز نسیمش صبحدم را جامه بوی گل گرفت
امتحان خامه میکردم بوصف روی دوست
یک رقم طی شد تمام خامه بوی گل گرفت
دوش «طالب» را بوصف روی آن رنگین بهار
قطرهٔ خون بر زبان خامه بوی گل گرفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.