در جگر زنبور غم دارم شرابم میگزد
ابر بیمم مینماید آفتابم میگزد
بسکه سیر از خوردن لخت جگر گردیدهام
گر چه مست طاوسم بوی کبابم میگزد
از جنون زخم سگ دیوانه دارم در جگر
زان ز اشک خود به پرهیزم که آبم میگزد
نغمه را با نالهام ربطیست در آشوب دل
زین سبب چون زهر جان سوزی زبانم میگزد
از تنک ظرفی ندارم طاقت برق شراب
من کتانم جلوههای ماهتابم میگزد
شب چو بی سودای زلفش میکنم سامان خواب
هر زمان اندیشه چون افعی بخوابم میگزد
«طالب» از بس با خرابیهای می خو کردهام
دیدن تعمیر دلهای خرابم میگزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.