هیچگه بوی گلی سیر مشام ما نکرد
درد مینائی هم استقبال جام ما نکرد
با دو عالم کینه توزیها سپهر کج خرام
نوبر یک زهر چشم انتقام ما نکرد
ناموافق داد گردون گر جواب ما رواست
اعجمی وش بود زان فهم کلام ما نکرد
ساقی دوران حریفان را بساغرها نواخت
قطرهٔ زهری چه باشد هم بجام ما نکرد
قاصد ما گر کبوتر بود وگر باد صبا
پیش جانان از غرض عرض پیام ما نکرد
تیره بختیها نگر «طالب» که یکره روزگار
چهرهٔ صبحی عیان از زلف شام ما نکرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.