بی روی دوست دیدن مه میگزد مرا
چون تیغ مهر نور نگه میگزد مرا
من لالهٔ ضعیفم و عشق آفتاب گرم
زآنگاه میگذارد و گه میگزد مرا
عقرب طبیعت است ترا زلف چون کنم
دل بی گناه جرم گنه میگزد مرا
امشب کهدر بر آن بت مشکین کلاله است
بند قبا چو مار سیه میگزد مرا
«طالب» جدا زدلبر یوسف لقایخویش
مهتاب همچو سایهٔ مه میگزد مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.