ساقی مباد نقش نگین تو نام می
تا کی بجام ما نرسانی سلام می
بر نیم قطره اینهمه لزیدنت چراست
گویا ندیده صبح خمار تو شام می
در دور چشم مست تو بیکار نیستم
گه جام زهر نوش کنم گاه جام می
اول بآب چشمهٔ کوثر دهان خویش
شویم بصد ادب برم آنگاه نام می
«طالب» بحرف تو به نیم آشنا بلی
نشنیده گوش مشرب من جز پیام می



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.