وام گیرای جبهه چین . از ابروی غم وام گیر
نی غلط گفتم غلط از زلف ماتم وام گیر
صد نوای عیش مرهون ساز گر صاحبدلی
و زلب ما بیدلان یک نغمهٔ غم وام گیر
اینک آمد حسن و دکان ملاحت باز کرد
هر کرا ز خمیست گو پیش آی و مرهم وام گیر
این حریم حرمت عشقست هان دل زینهار
گر نداری شرمگین چشمی ز محرم وام گیر
سبزههای جنت از شوق طراوت سوختند
آخر ای رضوان بیا زین دیده شبنم وام گیر
ماتم افروز شهیدان گو شبی نزد من آی
و ز دلم ده روزه اسباب محرم وام گیر
ای گرامی چاره جوی زخم عاشق زینهار
بعد ازین مرهم چو گیری ....... وام گیر
طالب فیض نفس می بینمت ای خسته دل
نیست آن جنسم رو از عیسی مریم وام گیر
اتصالی رشتهٔ امید را در کار هست
یک گره زآن گوشهٔ ابروی پر خم وام گیر
گریه بیحد، ناله بیاندازه، شیون بیشمار
گوبیا صد ماتمی اسباب ماتم وام گیر
در خمارم سوختی «طالب» تغافل بهر چیست
گر نداری قدرت جامی رو از جم وام گیر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.