خارم ولی ز ننگ بیپائی نمیخلم
جز دیدهٔ حسود بجائی نمیخلم
باطبع تیز موی بمو میزنم ولیک
درهیچ دل بنقش ادائی نمیخلم
باآنکه همچو غنچه تنم پر زسوزتست
چون خار گل بپای صبائی نمیخلم
هرچند بر تن از غضبم موی گشته تیغ
احباب را بدرز قبائی نمیخلم
خار جفاست هر سرمو برتنم ولی
هرگز بپای اهل وفائی نمیخلم
ظاهر نمیشود اثرم در خراش صوت
تا در گلوی نغمه سرائی نمیخلم
«طالب» صفت اگرچه بره خار محنتم
در نقش پای بی سروپائی نمیخلم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.