گنجور

 
طالب آملی

زین چمن همدوش افغان میروم

با شکوه عندلیبان میروم

شعله روئی داردم جا در خیال

زآن چوزلف دود پیچان میروم

با گریبان دل و دامان چشم

شعله انگیزد گل افشان میروم

گرنمک زاری شود گیتی بجاست

با جراحتهای خندان میروم

نکهت از گلشن چسان آشفته رفت

من زکوی دوست آسان میروم

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی