دریغا گوشهٔ کآواز پائی نشنود گوشم
وراین نه سقف بشکافد صدائی نشنود گوشم
خدا بیگانگی لازم بور خلق آشنائی را
روم جائی که نام آشنائی نشنود گوشم
زبس قهقه نمودم استماع از بزم بیدردان
شدم بی درد تاکی هایهائی نشنود گوشم
مقامی آرزو دارم که جان دروی کنم منزل
صدای طبل کوچ از وی بجائی نشنود گوشم
بصوت ارغنون غم، شنیدن صرف شد عمرم
زمانی خوشدلی تاکی نوائی نشنود گوشم
مسیحم لیک برمن زندگانی تلخ شد تاکی
حدیثی از لب شیرین ادائی نشنود گوشم
شدم یکبارگی بیگانهٔ هوش و خرد «طالب»
چه سازم چند حرف آشنائی نشنود گوشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.