ایدل مو بمو طلب، سست قدم ترازمنی
پای ترددی، ولی گوشه نشین دامنی
من دل شعله میگزم تو لب غنچه میمکی
زآن من اسیر گلخنم زآن تو حریف گلشنی
دشمن استراحتم فال رفاقتم مزن
ایکه در اولین قدم دشمن آرمیدنی
پای برون منه ز دل ای خفقان غم که تو
گردش چشم نالهٔ پیچش زلف شیونی
بادیه زاد حسرتی ورنه بیان کن ای صبا
کز چه غبار دوستی وز چه عبیر دشمنی
فکر دماغ روح کن کش رگ و ریشه خشک شد
ایکه ز چربی زبان در بلسان شنازنی
«طالب» از اینکه ناکسی در نظر کسان چه شد
شکر که همچو ماخسان شیخ نئی برهمنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.