بر آنسرم که شکار رمیده را گیرم
بسرعت نظر آن شوخ دیده را گیرم
سبکجبین که بگلگون می سوار شدم
امید هست که رنگ پریده را گیرم
ز دجلهٔ مژه آهسته گر برانم اشک
هزار سیل بدریا رسیده را گیرم
زبسکه مایل اشکم چودیده قطره زند
ز نیم ره کهر ناچکیده را گیرم
گرم زسر گذرد آب تیغ ممکن نیست
که جز تو دامن هیچ آفریده را گیرم
ز غیر دوست نظر بستهام چنانکه اگر
پری بدیدنم آرند دیده را گیرم
نهشت شادی دیدار دلستان «طالب»
که ماتم دل درخون طپیده را گیرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.