ز آب می آتش تبش بنشست
خون برخ همچو کوکبش بنشست
جوش صفرای چند روزه خمار
بدو جام لبالبش بنشست
دل نیاسود از فغان گوئی
در جگر نیش عقربش بنشست
از غبار بلند پروازم
گرد بر نعل مرکبش بنشست
از خجالت عرق فشان برخاست
گر عطارد بمکتبش بنشست
عرق شکرین چو گاه سخن
بر لب نوش مشربش بنشست
مگس خال از بناگوشش
کرد پرواز و بر لبش بنشست
«طالب» امشب زاوج ناله فتاد
جوش طوفان یاربش بنشست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.