سحر با یاد او پهلو تهی از خواب میکردم
صراحی در بغل سیر گل مهتاب میکردم
چو اخگر داشتم خوش تکیهئی بر تخت خاکستر
باستغنا نظر بر بستر سنجاب میکردم
نبود از چار موج اضطرابم کوه را لنگر
بهر بیتابیای خون در دل سیماب میکردم
ندانم کز کدام افسانه بختم خفته بر بستر
که با آن فتنهٔ چشم ترا در خواب میکردم
بآه و اشک بود امشب سروکارم چو بیتابان
گهی آرام در آتش گهی در آب میکردم
نبود از ارغنون زهره تاری در میان «طالب»
که من از هر سر مو کار صد مضراب میکردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.