گلشن ز اشک ریزی مادر خزان فتاد
زلف صبا بخون گل ارغوان فتاد
از هر ترنمی که نمودیم در بهار
تابی برشتهٔ نفس بلبلان فتاد
درگریه نقشروی که منظور گریه بود
کز هر ترشح مژه صد گلستان فتاد
با مطربان چو زخمه بتار فغان زدیم
صد عندلیب دل بکف از آشیان فتاد
چندین هزار زخم نمکسود گریه شد
تا راه دل بدیدهٔ حسرت فشان فتاد
مهر ترنمش ز لب نطق برنخاست
هر بلبلی که با دل ما همزبان فتاد
از اشک عندلیب نسوزد چسان گلی
کز شبنمش بصفحهٔ عارض نشان فتاد
دل گرم شکوه بود که ناگاه از کمین
چندین هزار طره گره بر زبان فتاد
«طالب» مسوز پیکر خود را که بارها
چشم همای عشق برین استخوان فتاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.