گنجور

 
طالب آملی

باز دل مرغ آذرست بچشم

مژه بال سمندر است بچشم

وای برجان آستین کامشب

جای آب آتش‌تر است بچشم

باز امشب ز دود مجمر دل

آسمان گوی عنبر است بچشم

پاس دم‌دار کامشب از همه‌شب

شیشهٔ دل تنگ‌تر است بچشم

صد سرابم مجاورست بدل

صد محیطم شناور است بچشم

امشب از غم سواد نامهٔ دوست

نقش بال کبوتر است بچشم

در نظر جلوه نا نمود، مرا

شخص دنیا مکرر است بچشم

کثرت ضعف بین که « طالب » را

مژه سد سکندر است بچشم

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی