تار در خرمن حسن تو فتد نور شود
سیر نوشد شکرت شیرهٔ انگور شود
با چنین کنج دهان نمکینی که تراست
خنده گر بر قدح شیر کنی شور شود
زلف او شد خط مشکین که شنیدست که مار
روزگاری چو بر و بگذرد او مور شود
بهر ریش دل اندیشهٔ مرهم نکنید
زخم عشق است بکوشید که ناسور شود
گر شود جانب فردوس بدین دل «طالب»
چمن حور بر او تنگ تراز گور شود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.