شرر فشان دمد از بس گل از گلستانم
کند جلای وطن بلبل از گلستانم
کنون که گریهٔ من ره بباغ برده عجب
که بلبلی گذرد بی پل از گلستانم
بیاد زلف تو از بس گریستم تاحشر
بجای سبزه دمد سنبل از گلستانم
نوای بلبل ما حال خارج آهنگ است
برون کنید بچوب گل از گلستانم
ز جوش نالهٔ دلها زمان زمان «طالب»
بگوش عرش رسد غلغل از گلستانم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.