گنجور

 
طالب آملی

کسی کز عیش دنیا دسترس بر باده‌ئی دارد

اگر خواهد فزون خوش‌طبع بی‌اندازه‌ئی دارد

مربی گر بود این قطرهٔ می‌تواند شد

که فیض تربیت را گوهر آماده‌ئی دارد

غبار خط یارم دیده بخشد ورنه آئینه

نشاید عشق را با آنکه روی ساده‌ئی دارد

خلف زین هردو در یازاده بنگر کیست در کوهر

لب من زاده و بحر عدن هم زاده‌ئی دارد

چو «طالب» هرکه را باشد گوارا بادهٔ صحبت

بهر مجلس که آید عشرت آماده‌ئی دارد

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی