رفتم که گل توبه زنم بر سر مشرب
وین لعل کنم تعبیه بر افسر مشرب
در خویش زنم آتشی از مذهب و آنگاه
بر باد دهم تودهٔ خاکستر مشرب
قفلی که گشودم بسر انگشت ندامت
از درج در توبه زنم بر در مشرب
خوش آنکه زبان در دهن توبه نویسم
بیزاری آغوش بدوش و بر مشرب
صلب هوس ایکاش شدی خشک و نکردی
بر نطفهٔ عصیان رحم مادر مشرب
جان کن عرض جوهر مذهب که قضا ساخت
بد گوهرئی تعبیه در گوهر مشرب
ما مغز بدود هوس آلوده نسازیم
گو طرهٔ نکهت بگشا مجمر مشرب
اززهد و ورع ساز جناحی که محال است
چندین گل پرواز زبال و پر مشرب
خواهی دل مشرب بتو چون باده شود صاف
بشکن بسر مشربیان ساغر مشرب
که بیت بیت سزای هزار تحسین است
ازین شگفته غزل زود نگذری «طالب»



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.