گنجور

 
طالب آملی

چو هست خوب مراد توام ز زشت چه خط

بود رضای تو گر دوزخ از بهشت چه خط

ترا که آینه جوش بهار زنگار است

زموج سبزه‌چه‌خط از کنار کشت چه خط

میان دیر و حرم کرده‌ام رهی پیدا

مرا ز کعبه چه فیض است و از کنشت چه خط

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی