طی شد بهار و جذب شمیمی نداد روی
آمیزش نفس به نسیمی نداد روی
اوقات عمر جمله بحزن و الم گذشت
یک انتعاش خود چه که نیمی نداد روی
رهمان بزم خلد ندادند شاکریم
کآلودگی بناز و نعیمی نداد روی
مامرد جرعهنوشی کوثر نهایم لیک
داغم از اینکه شرب حمیمی نداد روی
مجنون نجل اهل زمانم که هیچگاه
لب را ادای شکر کریمی نداد روی
عریان ز چنگ غمزهٔ اورسته بارها
در کام تیغ رفتم و بیمی نداد روی
«طالب» معانیت همه روحند چون نسیم
هرگز ترا ادای جسیمی نداد روی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.