گرچه بس طفل است دارد طرفه میلی سویخون
ازدهانش بوی شیر آید زچشمش بوی خون
آب این سرچشمه چون بر تشنگان گردید بخش
کوهکن راجوی شیر افتاد وماراجوی خون
طفل بشکم بوی خون و خوی خون دارد بلی
حیرتش پرورد بر دوش دل وزانوی خون
درازل خون را نبود ازرنگ بخشی همچو آب
سرخ گشت ازشرم اشک من بدینسان روی خون
«طالب» ازرخ پرده بگشا آب چشم خویش را
تاز غیرت تیغ براندام گردد سوی خون



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.