باز بر گردون گریبانم گرانی میکند
با سبکروحی بتن جانم گرانی میکند
هست خونین گریهئی در طالعم گویا که باز
هر زمان بر دیده مژگانم گرانی میکند
باز زد سودای دل جوشی که بر سر تاج عقل
همچو دستار پریشانم گرانی میکند
مست سودا میزنم هر لحظه چون «طالب» که باز
بر سر آشفته سامانم گرانی میکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.