بگیر ساغر و بر لعل او درنگ مکن
بر آن لب نمکین جای بوسه تنگ مکن
چو من سیاه دلی دوزخی نخواهی یافت
بسوز و رحم بر این کافر فرنگ مکن
براین برهنه تنان بنگر و سلاح مپوش
بصلح مالک دلت میدهند جنگ مکن
نگه بدیدهٔ ما ناخن پلنگ مساز
نفس بسینهٔ ما ارّه نهنگ مکن
بترکش مژه دادی هزار ناوک ناز
در این شکارستان صرفهٔ خدنگ مکن
جهان نه جای ثبات است پای دل بردار
ز منزلی که بیاید گذشت لنگ مکن
جهان غبار نگیرد نفس مکش «طالب»
خلاف آینهٔ روزگار جنگ مکن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.