بگاه جلوه چو از ناز دامن افشاند
هزار سرو سهی را بخاک بنشاند
بود بوقت اشارت هلال ابروی یار
ستمگری که بتهدید تیغ جنباند
چو یار نقطهٔ خالش کند بدفع گزند
فلک ستاره بجای سپند سوزاند
شکر شود ز گل افشان لعل او همه خاک
لبش چو فاتحه بر گور کشتگان خواند
ستاره چون عرقش از جبین چکد «طالب»
سمند ناز چو مستانه بر فلک راند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.