خوش طینتم نه زآتش و آبم سرشتهاند
کز عنصر لطیف شرابم سرشتهاند
نور طبیعتم نبود در کرشمهای
رمزیست اینکه از می نابم سرشتهاند
طرف جبین شاهد حسنم عرق فشان
کز گوهر حیا و حجابم سرشتهاند
گه دست یار بوسه دهمگاه پای دوست
هم طالع عنان و رکابم سرشتهاند
دست نسیم گلشن شوقم گره گشای
خاص از برای بند نقابم سرشتهاند
یک لحظه بی ترشح خونابه نیستم
گوئی به بخت شور کبابم سرشتهاند
«طالب» می است مایهٔ تخمیر طینتم
یعنی نه از عبیر و گلابم سرشتهاند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.