با چو من شیفتهٔ کینه افلاک چرا
خصمی و خرمن آتش بکف خاک چرا
سینهام را بن هرموی هلالستانیست
بر چنین سینه شبیخون زدن چاک چرا
ما که خرسند بیابوس رکابی باشیم
ای عنان تافته بخت اینهمه امساک چرا
گر قفا خوردی از شعله چو گل چندان نیست
زخم برداشتن از سیلی خاشاک چرا
منکه سر بر کف تسلیم نهم چون خورشید
دگر از ذره وجودان جهان باک چرا
«طالب» از نقص تواش رفع گمانی غرضست
رمز نا یافتنت با همه ادراک چرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.