عشق اندیشه را زبون سازد
عقل را نشأهٔ جنون سازد
الف استوای قامت را
هم بروز نخست نون سازد
شعله نیلوفری کند بجگر
آب در دیده لاله گون سازد
دل نگویم که بیضهٔ فولاد
گر بدستش دهند خون سازد
از دل آن شعلهگر زبانه کشد
کار بیرون چو اندرون سازد
حسن چون تیغ برکشد ز نیام
علم مهر سرنگون سازد
تخم ریحان زلف یعنی خال
گرمی عشق را فزون سازد
«طالب» از عشق دور، کین مغرور
کار صد چون تو در جنون سازد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.