یکقطرهٔ خون در دلم از بخت زبون نیست
اشکم ز حیا چهره برافروخته چون نیست
جز گریه مبارک نبود مجلس ما را
در بزم مصیبت زدگان خنده شگون نیست
ما یکدل و یکرنگ چو مینای شرابیم
در خون طپد آن دل که درونش چو برون نیست
دامانش ندارد خبر از چاک گریبان
فریاد که این جامه بر اندام جنون نیست
پیداست جنون از روش گریهٔ «طالب»
زین پیش گر از اهل خرد بود کنون نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.