آنانکه محو جلوهٔ آثار گشتهاند
تا دیده حسن دوست گرفتار گشتهاند
وآنانکه نیست از سرو دستارشان خبر
گرد سرت برغبت دستار گشتهاند
عالم نگارخانه شد از بسکه عاشقان
از حیرت تو صورت دیوار گشتهاند
دارند مهر برلب و افسوس میخورند
آنانکه دیر از تو خبردار گشتهاند
درک الم بمذهبشان کفر حیرتست
آنانکه محو لذت دیدار گشتهاند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.