طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱ - در موعظت و مدح اعتماد الدوله
ز دل بجانب مژگان او خبر بفرست
سلام قطرهٔ خونی به نیشتر بفرست
تحیتی که بدست آیدت بحضرت دوست
بیایمردی مرغان نامه بر بفرست
ز چنگ آز و هوس فتح کرده آمدهای
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۲ - قصیده بهاریه در مدح اعتمادالدوله
باز مصر چمن آبادانست
نعمت خوان بهار الوانست
ورق گل طبق لعل بر آن
دل مرغان چمن بریانست
باغ نعمتکدهٔ خلد و بهار
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۳ - در مدح اعتمادالدوله
دلم با جمله اعضا سر گرانست
بغیر از لب که راحتگاه جانست
چنان مستور ماند شاهد راز
مرا دل نیز مشتاق زبانست
زدست هر نسیمی عاشقان را
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۴ - در منقبت مولای متقیان علی (ع)
منم که داده مرادست روزگار شکست
یک آبگینه دلی دارم وهزار شکست
عجب که پای توانم نهاد برسرگام
چنین که دهر مرا پای اختیار شکست
چه طالعست که هر دوست کوبرم نفسی
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۵ - در این بهار گل از باغبان دریغ مدار
بهرچه دست رسد زین و آن دریغ مدار
چومهر پرتو خویش ازجهان دریغ مدار
بفیض عام چو ابر بهار دست برآر
در ازمحیط و گل از بوستان دریغ مدار
برای صرف بود دین و دل دریغ مکن
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۶ - در توصیف راهها و مناظر کشمیر و مدح جهانگیر پادشاه
شد آسان طی ره دشوار کشمیر
باقبال شهنشاه جهانگیر
قدم بر تیغ کوهی گشت گستاخ
که بر وی نگذرد پوینده نخجیر
رهی کردیم طی کز پیچ و تابش
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۷ - در وصف گلشن کشمیر و مدح جهانگیر
نوای مرغ طرب این بود بگاه صفیر
که باده باده هندست و گل گل کشمیر
زهند گرچه گل و باده نادرند و مفید
می عراق و گل فارس را بمفت مگیر
چو مجلس از می و ساقی تمام اسباب است
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۸ - در مدح اعتمادالدوله گوید
زورقی از عاج دیدم پای تا سر زرنگار
ژرف دریائی در او بنشسته در موج وقار
در دل خود گفتم این راکب که و این مرکوب چیست
اشهب صبحست و بر وی اختر دولت سوار
گوهر است این در صدف یا از پی کسب شرف
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۹ - ( در منقبت مولای متقیان علی علیهالسلام )
چو خامه راست کند جمله کارها شمشیر
که کارها گره هست و گره گشا شمشیر
قدم بکار بود، نی زبان بوادی عشق
که ره بپای بریدن توان نه با شمشیر
بیر ز خلق که یابی بها بنزد خدای
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱۰ - ( در توصیف نوروز و مدح جهانگیر )
شکوفه طرب افشاند بر جهان نوروز
شکفته ساخت جهان را چو گلستان نوروز
صبا رساند بشارت که همنان بهار
رسید با سر و دستار گلفشان نوروز
ز بس نشاط فراوان و عیشافزون کرد
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱۱ - در منقبت مولای متقیان علی (ع)
دوش در غمکده بودم همهتن سوز و گداز
که بصد شوق شد آغوش در روزن باز
جستم از جای چنان کز اثر دهشت شوق
گشت بیرون ز بنانم قلم مشق نیاز
دیده مالیدم و هرگوشه بدوران نظر
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱۲ - قصیده شکوائیه
دلی دارم از بود خالی نمودش
عدم را شکر خندها بر وجودش
جز این سینهٔ داغ پرور ندیدم
کبابی که بوی گل آید ز دودش
مرا پیرهن همچو مژگان عاشق
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱۳ - در وصف تیغ و مدح ابوسعید
ز ترک چشم تو دایم بود هراسان تیغ
نگاه تیزتر اینست مرد میدان تیغ
ترا که دشنه الماس دلنشین مژه است
که نام او برد و درزمان دهد جان تیغ
نگاه گرم تو شستی است آتشین که مدام
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - در توصیف نظم خود و مدح اعتماد الدوله گوید
منم امروز در نشیمن خاک
سرمهٔ چشم شاهد ادراک
شهسوار دلاور طبعم
رخش فطرت جهانده برافلاک
کلک صیاد پیشهام ز، رقم
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱۵ - در توصیف اسب و مدح اعتماد الدوله
ای تیز تک ستارهٔ آهنگ
با سیر تو توسن فلک لنگ
هم گرد تو با فلک پیرخاش
هم نعل تو با هلال در جنگ
از خویشی باد عاجلت عار
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱۶ - در توصیف نوروز و مدح اعتمادالدوله
مهر چون خلعت پرتو دهد از برج حمل
روز و شب کسوت اندازه نمایند بدل
شب نهد روی بکوتاهی چون دامن یأس
روز پوید همه بر جادهٔ طول امل
شب در افتد بکم و کاست چو زلفین ایاز
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - (مشق گریه)
کعبه نزدیکست دوران را صلائی میزنم
بر در بیگانه دست آشنائی میزنم
بزم ایمان را چو میبینم خوش باساز و برگ
باوجود بی نوائیها نوائی میزنم
گرچه این دریای بیپایان ندارد ساحلی
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱۸ - نفثه المصدور
هردم چو بحر جوشم و غوغا بر آورم
وز جوش خود خروش ز دلها بر آورم
نالم چنان ز درد که فریاد الامان
از ساکنان عالم بالا بر آورم
صد نفخ صور تعبیه دارم بهر نفس
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - قصیده بث الشکوی در مدح مولای متقیان علی (ع)
سیل اشکم را بطوفان میزنم
قطره جوشان و خروشان میزنم
تا شود رنگین سرشکم هرنفس
ناخنی بر چشم گریان میزنم
میشکافم سینه وز تار فغان
[...]
طالب آملی » افزودهها از نسخ دیگر » قصاید » شمارهٔ ۲۰ - قصیده در حسب حال خویش گوید
نی خلق این جهانم و نی آن جهانیم
نی خاکیم برتبه و نی آسمانیم
من خود ز حال خویش نیم آگه ای سپهر
باری تو و انمای بنوعی که دانیم
بند گران نهاده ز حیرانیم بپای
[...]
