فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱
با شمع خویش گفتیم سوز و گداز خود را
آخر ز پرده بیرون دادیم راز خود را
چون من کسی نداند قدر و بهای جانان
محمود میشناسد قدر ایاز خود را
آخر نیاز و عجزم بنمود رام او را
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۲
مرا که حد نبود بوسم آن کف پا را
هوس چگونه کنم دستبوس تو یارا
به وامق ار بنمایی تو آن رخ زیبا
کند فدای عذارت هزار عذرا را
اگر به طلعت یارم نظر کند یوسف
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۳
برو به مصر و بگو ای صبا زلیخا را
که میبرند به بازار یوسف ما را
ز سحر غمزه تواند به یک نگه کردن
ز آسمان به زمین آورد مسیحا را
دلم گرفت و ندانست قدر آن جانان
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۴
بنده شد سرو سهی آن قد دلجوی تو را
با مه و مهر چه نسبت رخ نکوی تو را
گر بمیرم ز جداییت مرا باکی نیست
میشوم زنده دگر گر شنوم بوی تو را
تا نخواهد سگ و ناید به سر کوی تو غیر
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۵
به یک کرشمه پریپیکری دل ما را
چنان ربود که ترکان متاع یغما را
کسی که تاب ندارد ببیندش از دور
چگونه بوسه زند روی آن دلآرا را
چو عزم شکور دلگیریت شود هر روز
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۶
در وصل جان سپردیم از بهر آن نگارا
با هجر زنده بودن دشوار بود ما را
این ظلم را تو مپسند بر عاشق از رقیبان
بیرون کند ز کویت بیگانه آشنا را
ناصح مکن نصیحت ما را ز عشق خوبان
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۷
آه که با صد امید این فلک بیوفا
کرد مرا از درت با غم و حسرت جدا
محنت شبهای هجر با تو بگویم اگر
من به وصالت رسم در صف روز جزا
رفتی اگر از برم جان غمین از پیت
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۸
شیشه دل را شکستی از جفا
جور و کین نامیدهای مهر و وفا
زهر هجرانت چشیدم ای صنم
بار مهجوری کشیدم بارها
از جفاکاری چه کم گردد دمی
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۹
سیاه روزی و آشفته روزگاری ما را
ببین و زلف پریشان مکن به چهره خدا را
به جانبت نتوانم چو آیم از ره دوری
مگر به سوت فرستم برید باد صبا را
چو دستبوس نگردد نصیب و دسترس من
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱۰ - (ناکامل)
کنم من داد از فریاد کردن
نباشد چون اثر فریاد ما را
من از جان سیر گشتم ای پریرو
ندادی از جفا چون داد ما را
ز آهو خصلتان جانم رمیده است
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱۱
شکسته قامتت سرو چمن را
خطت بگرفته رونق یاسمن را
بیا بخرام ای سرو چمانم
خرامت میدهد زیب چمن را
ز هجر یوسف خود بسته بودم
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱۲
بریدم از چمن سرو و سمن را
قبا کردم ز هجرت پیرهن را
گرفتم ماتم خون سیاوش
خبر کردم در این غم انجمن را
چو یوسف را ز من گرگ فلک برد
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱۳
خار ملامت بیا دست جزع بر دعا
یا بکشد مدعی یا بنوازد خدا
در طلبت ماندهام من به بیابان غم
گمشدگان را مگر عشق شود رهنما
هجر تو ما را ز غم داده به باد ستم
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱۴
بعد قرنی وصل گلرخسارها
از دلم آورد بیرون خارها
پاره شد در وصل تو دستارها
بسته شد از هجر تو زنارها
برده بویت رونق مشک ختن
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱۵
بپوشان از نظر قرص قمر را
که نتوان دیده بست اهل نظر را
ز چشم زخم گردون در امان دار
خداوندا تو این شیرینپسر را
کند بر کام خسرو رغم شیرین
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱۶
جسم و جان زارند اما این کجا و آن کجا
هر دو افگارند اما این کجا و آن کجا
چشم یار و دیده نرگس به افسون و فریب
هر دو بیمارند اما این کجا و آن کجا
طره دلبر به عارض سنبل تر در چمن
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱۷
مایه ناز میشود نرگس فتنهساز را
بس که زیاده میکنم پیش بتان نیاز را
از نگهی تذرو من دل ز کفم ربوده بین
دوخته از کرشمهای دیده شاهباز را
حاجت خستگان تو تا ز کرم روا کند
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱۸
چشم مستت دور میگردد دل دیوانه را
باز ساقی میکند لبریز این پیمانه را
خوشپسند خوبرویان شد دل ما ای عجب
پادشاهان خانه میسازند این ویرانه را
میبرد هر سو دوان و میکشد هر سو کشان
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۱۹
کنی ز گریه اگر میغ چشم گریان را
تو راست حق که ندیدی شبان هجران را
دلم به مرتبهای خو گرفته با دردش
که پیش او نتوان برد نام درمان را
به غیر طره طرار تو که دید کسی
[...]
فتحعلیشاه » غزلیات بخش دوم » شمارهٔ ۲۰
ساقیا کو ساغرت چون گشت طالع آفتاب
گر ایاغی گیرم از دستت شوم مست و خراب
واعظا این پندهای بیحسابت تا به کی
تا به کی ترسانیم از پرسش روز حساب
پندم ای زاهد ز می خوردن مده انصاف ده
[...]
