گنجور

 
فتحعلی‌شاه

شیشه دل را شکستی از جفا

جور و کین نامیده‌ای مهر و وفا

زهر هجرانت چشیدم ای صنم

بار مهجوری کشیدم بار‌ها

از جفاکاری چه کم گردد دمی

خسته‌ات را بر سر بالین بیا

زآن لب نوشین ببخشا بوسه‌ای

درد بی‌درمان دل را کن دوا

دامن وصلش اگر خاقان به دست

آیدت دیگر مکن از کف رها

 
 
نسکبان اندروید
وطواط

ای مکارم را یمینت رهنما

وی اکابر را بصدرت التجا

چون تو ناورده ستاره شهریار

چون تو نادیده زمانه پادشا

آسمان از قصر تو گیرد علو

[...]

انوری

هرکه سعی بد کند در حق خلق

همچو سعی خویش بد بیند جزا

همچنین فرمود ایزد در نبی

لیس للانسان الا ما سعی

مولانا

تا به شب ای عارف شیرین نوا

آن مایی آن مایی آن ما

تا به شب امروز ما را عشرتست

الصلا ای پاکبازان الصلا

درخرام ای جان جان هر سماع

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۷۸۸ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
حکیم نزاری

حاضران را دل خدا داند کجا

ریش بالان کرده سرها در هوا

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه