بنده شد سرو سهی آن قد دلجوی تو را
با مه و مهر چه نسبت رخ نکوی تو را
گر بمیرم ز جداییت مرا باکی نیست
میشوم زنده دگر گر شنوم بوی تو را
تا نخواهد سگ و ناید به سر کوی تو غیر
پاسبانی کنم ای دوست سگ کوی تو را
با تو بدخو من بیچاره چه سازم چه کنم
چارهای نیست مگر صبر کنم خوی تو را
خلق محشر همه گردند رقیب خاقان
وقت مردن نکند زیب کفن موی تو را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم پر خار است، معنی بیت ابروی تو را
خرده ی جان است اجزا خال هندوی تو را
تا کمند وحدت دل کرده ام موی تو را
تکیه گاه خویش کردم طاق ابروی تو را
گر به صد پیراهن یوسف بپیچی باز هم
با دماغ آشفتگی ها می برم بوی تو را
بی نیازی ها تو را از ناز هم بیگانه کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.