بتان که گفت ازین گونه ترکتاز کنید
به حق ناز که ضبط عنان ناز کنید
بر آستانهٔ او بیدلان نیاز کنند
نیاز او چو قبول اوفتاد ناز کنید
ز حال زار برونماندگان به یاد آرید
چو با حبیب نشیند در فراز کنید
بلا ز گوشهٔ آن چشم میکند فریاد
که عافیتطلبان از من احتراز کنید
دم سپردن جان گفت این سخن محمود
که در لحد رخ من جانب ایاز کنید
زند چو دست اجل چاک حلهٔ جانم
طراز دامن آن سرو سرفراز کنید
شکایت سر آن زلف مختصر مکنید
حکایتی است خوش از بهر ما دراز کنید
ز واقف این غزل تازه مطربان ببرید
سرود مجلس آن یار دلنواز کنید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید
حضورِ خلوتِ اُنس است و دوستان جمعند
وَ اِنْ یَکاد بخوانید و در فَراز کنید
رَباب و چنگ به بانگِ بلند میگویند
[...]
علی الصباح مغان قفل دیر باز کنید
دو جام باعث گفتار اهل راز کنید
گر گر اهل زهد و ریا بگذرند معاذالله
به وقت نکته ز نامحرم احتراز کنید
نیاز ما ز شما کشتن است ای خوبان
[...]
بهشت خاص شما زاهدان، نماز کنید
درون روید به فردوس و در فراز کنید
فساد صحبت ناجنس در مقام خود است
پس از مصاحب ناجنس احتراز کنید
ز زیر جلوهٔ هستی نیاز می بارد
[...]
حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید
زمیزبان سیه کاسه احتراز کنید
اگر چو غنچه درین بوستان ز اهل دلید
گره ز جبهه خود بی نسیم باز کنید
به ناز عالم پرکار بر نمی آیید
[...]
رسید یار و در غصهام فراز کنید
سرود عیش به چنگ و چغانه باز کنید
به حکم یار جوانان مرا میازارید
دعای پیر اثر دارد احتراز کنید
ز کوتهی شب فرصت اگر خبر دارید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.