گنجور

 
واقف لاهوری

رسید یار و در غصه‌ام فراز کنید

سرود عیش به چنگ و چغانه باز کنید

به حکم یار جوانان مرا میازارید

دعای پیر اثر دارد احتراز کنید

ز کوتهی شب فرصت اگر خبر دارید

ضرورت است که دست دعا دراز کنید

تونگرید به حسن ای بتان چه افتاده است

که بهر غارت درویش ترکتاز کنید

چه خوب گفت سحرگاه عارف آگاه

جهان تجلی حسن است دیده باز کنید

ز غنچهٔ دل ما گلرخان به یاد آرید

گره چو باز ز بند قبای ناز کنید

به دامنی که ز اشک ندامت آلوداست

قبول درگه حق است گر نماز کنید

ادای حسن مکرر نمی‌شود خوبان

همان جفا که به من کرده‌اید باز کنید

 
 
نسکبان اندروید
حافظ

معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید

شبی خوش‌ است بدین قصه‌اش دراز کنید

حضورِ خلوتِ اُنس است و دوستان جمعند

وَ اِنْ یَکاد بخوانید و در فَراز کنید

رَباب و چنگ به بانگِ بلند می‌گویند

[...]

امیرعلیشیر نوایی

علی الصباح مغان قفل دیر باز کنید

دو جام باعث گفتار اهل راز کنید

گر گر اهل زهد و ریا بگذرند معاذالله

به وقت نکته ز نامحرم احتراز کنید

نیاز ما ز شما کشتن است ای خوبان

[...]

عرفی

بهشت خاص شما زاهدان، نماز کنید

درون روید به فردوس و در فراز کنید

فساد صحبت ناجنس در مقام خود است

پس از مصاحب ناجنس احتراز کنید

ز زیر جلوهٔ هستی نیاز می بارد

[...]

صائب

حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید

زمیزبان سیه کاسه احتراز کنید

اگر چو غنچه درین بوستان ز اهل دلید

گره ز جبهه خود بی نسیم باز کنید

به ناز عالم پرکار بر نمی آیید

[...]

واقف لاهوری

بتان که گفت ازین گونه ترکتاز کنید

به حق ناز که ضبط عنان ناز کنید

بر آستانهٔ او بی‌دلان نیاز کنند

نیاز او چو قبول اوفتاد ناز کنید

ز حال زار برون‌ماندگان به یاد آرید

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه