خواهم بغل گشوده غمت را بیرکشم
بس پردهٔ کفن بفراغت بسرکشم
فصل گلست به که کتب خانهٔ خیال
وانگه گلاب غنچه زاغ چکرکشم
کو ذرهٔ حلاوت لعل تو در مذاق
تا انتقام خویش ز شهد و شکرکشم
تا صورت مثال دلی آیدم بچشم
هر دم سری بکارگه شیشهگرکشم
خوناب را بود نمک، امداد گریه را
شاید اگر بسایم و در چشم ترکشم
مرغان کنند بر پر پروانه آرزو
من بهر آنکه گاه سری زیر پر کشم
«طالب» ز بسکه اشک فرو خوردهام بدل
عالم بخون نشیند اگر آه برکشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.