فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹ - خان پنجم و ششم رستم: تاریکی و دشت سبز، برخورد با دشتبان و اسیر کردن اولاد
بخفت و بیاسود از رنج تن
هم از رخش غم بد هم از خویشتن
فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۱۲ - گریختن افراسیاب از کمند رستم، پیروزی هفت یل و بازگشت به دربار کاووس
بجست از کمند گو پیلتن
دهن خشک وز رنج پر آب تن
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
به یک دم زدن رستی از جان و تن
همی بس بزرگ آیدت خویشتن
فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو
چو رستم بجنبید بر خویشتن
بدو گفت اکوان که ای پیلتن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۱۶ - سخن دقیقی: حملهٔ اسفندیار و سوگ بستور بر پیکر زریر
چو اسفندیار آن گو تهمتن
خداوند اورنگ با سهم و تن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۳ - سپردن بهرام به منذر، پرورش و فرهنگآموزی در یمن و گزینش دو اسپ و دو کنیز
به آوردگه بر عنان تافتن
برافگندن اسپ و هم تاختن
فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » بخش ۷ - کینخواهی ساوه از رستم به خون کاموس، کشته شدنش به گرز و پریشانی لشکر کشان
بزد بر سرش گرز را پیلتن
که جانش برون شد بزاری ز تن
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۵ - گزارش گیو از بیآشتی پیران، آرایش دو سپاه و سه شبانهروز ایستادن بینبرد
برون رفت رویین رویینهتن
ابا ده هزار از یلان ختن
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۴ - نامهٔ آشتیجوی پیران به گودرز، پیشنهاد بخشش مرزها و پاسخ کینهتوز گودرز
روانت مرنجان و مگذار تن
ز خون ریختن بازکش خویشتن
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۵ - پاسخ نامهٔ گودرز به پیران: نکوهش فریب، رد آشتی و استوار کردن کین سیاوش
ندانی کز این خیره خون ریختن
گرفتار کردی به فرجام تن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳۷ - پندهای نخستین بزرجمهر در انجمن
بنایافت رنجه مکن خویشتن
که تیمارجان باشد و رنج تن
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳۸ - نشست دوم: پرسشها درباره قضا و قدر و اخلاق
بپرسید دیگر که در زیستن
چه سازی که کمتر بود رنج تن
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۶ - چنین گفت آنگه به فرمانبران
به مکر اندر آمد بت سیم تن
به چاره رهاند از بلا خویشتن
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۳ - کنون بشنو ای خال ِ آزاد مرد
بسان غلامان تن خویشتن
بیاراست آن لعبت سیم تن
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۱۴ - چو شد یار با بارهٔ گام زن
ولیکن به جلدی تن خویشتن
نگه داشت آن لعبت سیم تن
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۲۴ - رفتن شاه شام به دیدن گلشاه
کنی مر مرا بندهٔ خویشتن
سپارم ترا من دل و جان و تن
عیوقی » ورقه و گلشاه » بخش ۴۶ - باقی قصه ورقه و گلشاه
جهودان ز تیمار آن هر دو تن
به آب مژه شسته بودند تن
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۸ - در صفت جان و تن گوید
به جان بین گرامی تن خویشتن
چو جامه که باشد گرامی به تن
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۸ - آمدن ضحاک به مهمانی اثرط و دیدن گرشاسب را
مشو غرّه زین مردی و زورِ تن
به من برببخشای و بر خویشتن
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۴۲ - دیگر پرسش گرشاسب از برهمن
چنانست پروردن از ناز تن
که دیوار زندان قوی داشتن
