فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود
فریدون چو شد بر جهان کامگار
ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته سر مهرماه
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲ - خواستگاری فریدون دختران شاه یمن را برای پسرانش
ز سالش چو یک پنجه اندر کشید
سه فرزندش آمد گرامی پدید
به بخت جهاندار هر سه پسر
سه خسرو نژاد از در تاج زر
به بالا چو سرو و به رخ چون بهار
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۳ - خواستههای شاه یمن
فرستادهٔ شاه را پیش خواند
فراوان سخن را به خوبی براند
که من شهریار ترا کهترم
به هرچ او بفرمود فرمانبرم
بگویش که گرچه تو هستی بلند
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۴ - رسیدن فرزندان فریدون به یمن و ازدواج آنها با دختران شاه یمن
سوی خانه رفتند هر سه چو باد
شب آمد بخفتند پیروز و شاد
چو خورشید زد عکس برآسمان
پراگند بر لاژورد ارغوان
برفتند و هر سه بیاراستند
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۵ - بخشیدن روم سلم را و تور توران را و ایرج ایران را
نهفته چو بیرون کشید از نهان
به سه بخش کرد آفریدون جهان
یکی روم و خاور دگر ترک و چین
سیم دشت گردان و ایرانزمین
نخستین به سلم اندرون بنگرید
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
برآمد برین روزگار دراز
زمانه به دل در همی داشت راز
فریدون فرزانه شد سالخورد
به باغ بهار اندر آورد گرد
برین گونه گردد سراسر سخن
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۷ - رای زدن فریدون با ایرج
فرستادهٔ سلم چون گشت باز
شهنشاه بنشست و بگشاد راز
گرامی جهانجوی را پیش خواند
همه گفتها پیش او بازراند
ورا گفت کان دو پسر جنگجوی
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۸ - نامهٔ فریدون به سلم و تور
یکی نامه بنوشت شاه زمین
به خاور خدای و به سالار چین
سر نامه کرد آفرین خدای
کجا هست و باشد همیشه به جای
چنین گفت کاین نامهٔ پندمند
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۹ - رفتن ایرج به نزد سلم و تور
چو تنگ اندر آمد به نزدیکشان
نبود آگه از رای تاریکشان
پذیره شدندش به آیین خویش
سپه سربسر باز بردند پیش
چو دیدند روی برادر به مهر
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۰ - کشته شدن ایرج
چو برداشت پرده ز پیش آفتاب
سپیده برآمد بپالود خواب
دو بیهوده را دل بدان کار گرم
که دیده بشویند هر دو ز شرم
برفتند هر دو گرازان ز جای
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۱ - نابینا شدن فریدون از داغ ایرج
فریدون نهاده دو دیده به راه
سپاه و کلاه آرزومند شاه
چو هنگام برگشتن شاه بود
پدر زان سخن خود کی آگاه بود
همی شاه را تخت پیروزه ساخت
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۲ - زاده شدن منوچهر
برآمد برین نیز یک چندگاه
شبستان ایرج نگه کرد شاه
یکی خوب و چهره پرستنده دید
کجا نام او بود ماهآفرید
که ایرج برو مهر بسیار داشت
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۳ - آگاهی سلم و تور از منوچهر
به سلم و به تور آمد این آگهی
که شد روشن آن تخت شاهنشهی
دل هر دو بیدادگر پر نهیب
که اختر همی رفت سوی نشیب
نشستند هر دو به اندیشگان
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۴ - لشکرکشی سلم و تور به ایران
سپه چون به نزدیک ایران کشید
همانگه خبر با فریدون رسید
بفرمود پس تا منوچهر شاه
ز پهلو به هامون گذارد سپاه
یکی داستان زد جهاندیده کی
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۵ - پیمان بستن سپاه ایران
بدان گه که روشن جهان تیره گشت
طلایه پراگنده بر گرد دشت
به پیش سپه قارن رزم زن
ابا رای زن سرو شاه یمن
خروشی برآمد ز پیش سپاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۶ - جنگ نخستین سلم و تور با سپاه ایران
سپیده چو از تیره شب بردمید
میان شب تیره اندر خمید
منوچهر برخاست از قلبگاه
ابا جوشن و تیغ و رومی کلاه
سپه یکسره نعره برداشتند
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۷ - شبیخون بر سپاه منوچهر و کشته شدن تور
چو از روز رخشنده نیمی برفت
دل هر دو جنگی ز کینه بتفت
به تدبیر یک با دگر ساختند
همه رای بیهوده انداختند
که چون شب شود ما شبیخون کنیم
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۸ - فرستادن منوچهر سر تور فریدون را
به شاه آفریدون یکی نامه کرد
ز مشک و ز عنبر سر خامه کرد
نخست از جهان آفرین کرد یاد
خداوند خوبی و پاکی و داد
سپاس از جهاندار فریادرس
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۹ - ادامهٔ جنگ سپاه ایران
به سلم آگهی رفت ازین رزمگاه
وزان تیرگی کاندر آمد به ماه
پس پشتش اندر یکی حصن بود
برآورده سر تا به چرخ کبود
چنان ساخت کاید بدان حصن باز
[...]
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰ - کشته شدن سلم و مرگ فریدون
تهی شد ز کینه سر کینه دار
گریزان همی رفت سوی حصار
پس اندر سپاه منوچهر شاه
دمان و دنان برگرفتند راه
چو شد سلم تا پیش دریا کنار
[...]
