یکی نامه بنوشت شاه زمین
به خاور خدای و به سالار چین
سر نامه کرد آفرین خدای
کجا هست و باشد همیشه به جای
چنین گفت کاین نامهٔ پندمند
به نزد دو خورشید گشته بلند
دو سنگی دو جنگی دو شاه زمین
میان کیان چون درخشان نگین
از آنکو ز هر گونه دیده جهان
شده آشکارا برو بر نهان
گرایندهٔ تیغ و گرز گران
فروزندهٔ نامدار افسران
نمایندهٔ شب به روز سپید
گشایندهٔ گنج پیش امید
همه رنجها گشته آسان بدوی
برو روشنی اندر آورده روی
نخواهم همی خویشتن را کلاه
نه آگنده گنج و نه تاج و نه گاه
سه فرزند را خواهم آرام و ناز
از آن پس که دیدیم رنج دراز
برادر کزو بود دلتان به درد
وگر چند هرگز نزد باد سرد
دوان آمد از بهر آزارتان
که بود آرزومند دیدارتان
بیفگند شاهی شما را گزید
چنان کز ره نامداران سزید
ز تخت اندر آمد به زین برنشست
برفت و میان بندگی را ببست
بدان کو به سال از شما کهترست
نوازیدن کهتر اندر خورست
گرامیش دارید و نوشه خورید
چو پرورده شد تن روان پرورید
چو از بودنش بگذرد روز چند
فرستید با زی منش ارجمند
نهادند بر نامه بر مهر شاه
ز ایوان بر ایرج گزین کرد راه
بشد با تنی چند برنا و پیر
چنان چون بود راه را ناگزیر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
ایرج
فریدون نامهای برای دو پسر بزرگترش، سلم و تور، مینویسد. او در آغاز نامه مطابق رسم شاهانه، خدا را ستایش میکند و سپس با احترام بسیار، سلم و تور را خطاب قرار میدهد.نکتهٔ مهم این است که فریدون با وجود خشم و تهدیدی که از آنان دیده، هنوز آنان را:دو شاه بزرگ و دو گوهر درخشان خاندان کیانیمیخواند. یعنی هنوز از نظر او، آنها پیش از هر چیز فرزندانش هستند.پیام اصلی فریدونفریدون میگوید:من دیگر تاج، تخت، گنج و قدرت نمیخواهم؛ تنها آرزویم این است که سه پسرم با آرامش و دوستی زندگی کنند.سپس به سلم و تور خبر میدهد که ایرج، همان برادری که از او کینه دارند، خودش و بدون لشکر به سوی آنان آمده است.ایرج:از تخت پادشاهی پایین آمده؛شاهی را کنار گذاشته؛سوار اسب شده؛و با فروتنی به سوی برادرانش میرود.فریدون از سلم و تور میخواهد:چون ایرج از شما کوچکتر است، با او مهربانی کنید و او را عزیز بدارید.و پس از مدتی، او را با احترام و سلامت به نزد پدر بازگردانند.پایان بخش؛ ایرج راهی میشودنامه با مهر شاه بسته میشود و ایرج، همراه گروه کوچکی از جوانان و پیران، حرکت میکند.اما اهمیت این صحنه در تضاد آن با چیزی است که پیشتر دیدیم:سلم و توردر حال آماده شدن برای جنگ و خونریزیاند.ایرجتقریباً بیسلاح و بیسپاه میآید.او تاج و قدرت را کنار گذاشته و میخواهد با فروتنی و گفتوگو دشمنی را پایان دهد.معنای عمیق این بخشفریدون آخرین تلاش خود را میکند تا خانوادهاش را نجات دهد.او به سلم و تور نمیگوید:«تسلیم شوید!»بلکه میگوید:«برادرتان خودش از قدرت گذشته و به دیدار شما آمده؛ اکنون دیگر دلیلی برای دشمنی ندارید.»اما تراژدی شاهنامه اینجاست که مشکل سلم و تور دیگر تقسیم سرزمین نیست.مشکل اصلی:آز و کینهاست.و وقتی دشمنی از دل انسان برخیزد، گاهی حتی گذشتن از تاج و تخت هم نمیتواند آن را خاموش کند.این سفر ایرج، از نظر داستانی، در واقع حرکت یک انسان صلحجو به سوی کسانی است که خواننده میداند هنوز تصمیمشان برای خشونت تغییر نکرده است؛ و همین باعث میشود فضای داستان پیش از فاجعه، بسیار غمانگیز و پرتنش شود.
شاه زمين(فريدون)براي شاه خاور و چين نامه نوشت
هوش مصنوعی: در ابتدای نامه، فریدون به طور خاص از خداوند سپاسگزاری میکند و میخواهد که همیشه در جایگاه خود باقی بماند.
هوش مصنوعی: فریدون در اینجا میگوید که این نامه، که پر از پند و نصیحت است، به سوی دو نفر فرستاده شده که به مانند دو خورشید برجسته و مهم شدهاند.
دو شاه جهان که جنگاور هستند و مانند سنگ محکم و سخت هستند و مانند نگين درخشان هستند
هوش مصنوعی: از آن کسی که از هر نوعی دیده، جهان برایش آشکار شده، درون خود را ببین.
هوش مصنوعی: فردی که به سوی تیغ و گرز سنگین (سلاح جنگی) میل دارد، درخشان و مشهور است مانند افسران نامدار.
هوش مصنوعی: فردی که پیامآور شب است، روزی سپید را نمایان میسازد و دلهای امیدوار را به گنجینههای امید رهنمون میکند.
هوش مصنوعی: همه سختیها و زحمتها تبدیل به آسانی شده است، تو برو و روشنایی را برچهرهات بیاور.
من پادشاهي و تخت و تاج و گنج را براي خود نميخواهم
بلکه ميخواهم سه فرزندم در ارامش و ناز باشند(در جنگ با يکديگر نباشند)
برادرتان که از او کينه به دل داشتيد،هرگز حرف تندي در موردتان نزد
با شتاب و عجله به سوی شما آمد تا از شما دلجویی کند، و آرزوی دیدن شما را داشت
پادشاهي را رها کرد و شما را انتخاب کرد و به سوي شما نامداران به راه افتاد.
از تخت به زمین آمد و بر زین سوار شد و تسليم شما شد
بدانيد که او از شما کوچکتر است و رفتار خوب با او داشتن شايسته شماست
او را گرامي داريد و از او پذيرايي کنيد
وقتي چند روز پيش شما ماند،او را نزد من بفرستيد
هوش مصنوعی: نامهای را که بر مهر شاه (فریدون) بود، بر دروازهی ایوان گذاشتند و راهی را برای ایرج انتخاب کردند.
هوش مصنوعی: فریدون با گروهی از جوانان و پیرمردان به راه افتاد، همانطور که باید این مسیر را میپیمودند و چارهای جز حرکت نداشتند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.