گنجور

حاشیه‌ها

علی در ‫۱۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

با سلام
به احتمال زیاد در مصرع دوم بیت دوم کلکه "رنداند"
اشتباه است و باید به جای آن از اصطلاح"رندانه"
استفاده شود
رندانه شنو گفته مستانه ما

پژگاچ در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

در جایی دیگه این شعر رو با یک بیت تخلص دار دیدم که مصرع اولش اینطوری بود:
شمس شکرریز تویی,مفخر تبریز تویی
اما به خاطر قدیمی و پاره بودن کتاب مصرع دوم خوانا نبود!

حسین در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

بیت سوم مصرع دوم
به نظر میرسه کلمه اول
مناعت
باشه.

irani در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۰:

زیرا ز بوی زعفران گویند خندان می‌رسد
باید باشد:
زیرا ز بوی زعفران گوینده خندان می‌رسد

faramarz در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱ - وسوسهٔ دیو رامشگر و تصمیم کاووس برای لشکرکشی به مازندران و فراخواندن زال:

توضیح آقای حمیدرضا کاملا درست به نظر می‌رسد. واژه مست معنی‌ درست در نمی‌آید برای اینکه درخت نمی‌تواند مست بشود ولی‌ پایه آن میتواند سست شود همانطور که در همان بیت لغت بیخ می‌رساند.

مسعود در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:

طبق دستورات بزرگان باید به هر اعتقاد و یقینی که به مخلوقات زیان و آسیب نمی رساند احترام گذاشت و به قولی هرکسی از ظن خود شد یار من حضرت خیام نیز در زمان شوری خود بیشتر به خالق خود نزدیک تر می شدند.

علی در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:

با تشکر فراوان از شما دوستان گرامی:
به نظر می آید یک اشتباه کوچک در بیت پنجم وجود دارد, در صورت درست بودن مصرع زیر را لطفن جایگزین فرمایید:
جان چون بگشاید به رخت دیده که جان را؟
(چون بجای چو و علامت سوال در انتها)

کرم قلاوند در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:

نخست اینکه پاره ی دوم بیت نهم به جای «از همه» باید بنویسیم «ز همه» . چراکه بدین نویسار وزن تندرست نیست و به جای یک هجای کوتاه ، هجای بلندی می نشیند .
که ملالم ز همه خلق جهان می آید
دوم اینکه : نگاه جناب عباس مشرف رضوی چندان که از زیبایی بیت می کاهد ، چیزی بدان نمی افزاید .
در زبان گفتار ، می گویند : این حرف را دهانی نکنید ! یا دهان به دهان چرخیدن ... همه نشانه های آشکار و استواری برای تندرستی «دهان» است .
---
پاسخ: با تشکر، به «ز همه» تصحیح شد.

حمیدرضا ف. در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۳:

در دیوان صائب به تصحیح محمد قهرمان این غزل هشت بیت دارد
بیت دوم: آتش فروز قهر تو آیینه دار لطف تو/هم مغرب ادبارها هم مشرق اقبال ها
بیت چهارم:سهل است اگر بال و پری نقصان این پروانه شد/کان شمع سامان می دهد از شعله زرین بال ها

شکوهی در ‫۱۵ سال قبل، شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱ - دیباچهٔ رزم کاموس: ستایش یزدان، شگفتی رستم و آغاز گفتار:

واژگانی مانند جست و جو، گفت و گو، شست و شو را باید جداگانه نوشت.
گفت از مصدر گفتن و گو(ی) از مصدر گوییدن و شست از مصدر شستن و شو(ی) از مصدر شوییدن می آید. گرچه برخی از مصدرها امروزه کاربرد فراوانی شاید نداشته باشد.
کامیاب باشید

فرزاد در ‫۱۵ سال قبل، شنبه ۹ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

فرزادباغنده

ملوک السادات هوایی در ‫۱۵ سال قبل، جمعه ۸ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:

گذشت و ایثار را واقعا باید از سعدی بیاموزیم (بیت 2و 3)
مروارید در بیت آخر ایهام دارد (گوشواره مروارید و اشعار گرانبها)

کرم قلاوند در ‫۱۵ سال قبل، جمعه ۸ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۴:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

هرچند استاد شفیعی کدکنی در این روزگار خداوندگار ادبیات پارسی است ، اما این کمینه با پوزش به پیشگاه بیشگاه شان ، آوردن «از» را به جای «در» در پاره ی دوم بیت واپسین نمی پسندم .
این بیت ارجمند به گونه ای معماری شده است که معانی گونه گون می توان از آن برداشت کرد اما معنایی که بیشینه ی خوانندگان از این بیت دارند ، چندان نمی تواند تندرست باشد چراکه به لحاظ دستوری دارای کاستی است و جناب دکتر کدکنی نیز برای سامان دادن و هماهنگ کردن یک معنای نادرست با ساختار دستوری بیت این دگرش را پدید آورده است که چندان روا نیست ...
گره کار «دهان بندی» است و «کف» . نگاه من این است که «از» به معنی «از سر» یا «به دلیل» نیست بلکه بدین معنا تندرست تر است : «از سوی» یا «توسط» ... و «دهان بندی» نمی تواند به معنای «دهان بستگی» باشد . این آمیغ صفت فاعلی + ی است و «ی» نیز نشانه ی نکره ...
«کف» به معنای ته دریا ، رود خانه یا هر حجمی که دارای بلندا باشد . به معنای فرودینه یا پایین ترین تراز . کف در برابر سقف . معیاری در میان عوام به اندازه ی سطح بی موی دست . معیاری برای حجم به اندازه ی چاله ای که با نیم بسته کردن انگشتان دست پدید می آید . به معنای حباب های بی ارزش روی دریا . به معنای دست زدن و چند معنای دیگر ... اما در این بیت کف به معنای دستی است که از سوی دهان بند روی دهان مولانا گذاشته می شود و ایشان را از پرده دری باز می دارد و به بیت یک جلوه ی دراماتیک می دهد ...

دکتر احمدزاده در ‫۱۵ سال قبل، جمعه ۸ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲ - شاعر افسانه:

سلام!این شعر جند بیت دیکه ای هم داره که از درج نکردین بعد از بیت نه چراغیم....این بیت وجود دارد:این شانه پریشان کن کاشانه ی دلهاست/یک شب به پریشانی از این شانه بگرییم. بعد از بیت من نیز چو تو شاعر افسانه خویشم دو بیت :پیمان خط و جام یکی جرعه به ما داد/کز دور حریفان دو سه پیمانه بگرییم ./برگشتن از آیین خرابات نه مردیست/ می مرده بیا در صف میخانه بگرییم.و بعد از بیت با چشم صدف خیز...../بیت:آیین عروسی و چک و چانه زدن نیست/بستند همه چشم و چک و چانه بگرییم.وجود دارد با تشکر

Behrooz Parhami در ‫۱۵ سال قبل، جمعه ۸ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

بیت هشتم: آیا "این را این" نباید "آن را این" باشد؟

شکوهی در ‫۱۵ سال قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۳۱ - سوگند اسفندیار بر کین ارجاسپ، جان دادن فرشیدورد و تاختن بر طلایهٔ ترکان:

نادرست:
چو رفتم ز گیتی مرا یاددار
به ببخش روان مرا شاددار
درست:
چو رفتم ز گیتی مرا یاددار
به ببخشش ...

شکوهی در ‫۱۵ سال قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - تاج‌گذاری انوشیروان و سخنرانی او دربارهٔ دادگری:

ز گرگان بخ ساری و آمل شدند
به هنگام آواز بلبل شدند

درست:
ز گرگان به ساری و آمل شدند...

حامد در ‫۱۵ سال قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۹۲ - صاعقهٔ ما، ستم اغنیاست:

در عوض رنج و سزای عمل
آنچه ( که) رعیت شنود، ناسزاست

ناشناس در ‫۱۵ سال قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:

عالی بود

محمد داوود محتاط در ‫۱۵ سال قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۷ - نکوهش نکوهیده:

خیلی عالی و با معنی بود خیلی تشکر

۱
…
۵۵۹۱
۵۵۹۲
۵۵۹۳
۵۵۹۴
۵۵۹۵
…
۵۸۱۹