گنجور

حاشیه‌ها

حسین ماپار در ‫۱۵ سال قبل، شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

مصرع آخر، حالت پرسشی باید داشته باشد یا اخباری؟
با حالت اخباری معنی درست تری دارد انگار.

حسین ماپار در ‫۱۵ سال قبل، شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:

به نظر می رسد در مصرع آخر، «زدم» می بایست «زدیم» باشد.
هم به دلیل تطابق با فعل «گشتیم» در مصرع دوم
و هم به خاطر روان نمودن وزن در مصرع چهارم
سپاسگزارم اگر نسخه های مرجع را دوباره بررسی نمایید.

کارن در ‫۱۵ سال قبل، جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۴۲:

با سپاس برای کار زیبایتان
در جمله لطفا به سیرت بجای بصیرت و و بصیرت بجای سیرت قرار گیرد

عباس آورد در ‫۱۵ سال قبل، جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹:

این احتمال وجود دارد که «وِرد» صحیح باشد . وِرد = زیاده روی در گفتار
گر باده خوری تو با خردمندان خور یا با صنمی لاله رخی خندان خور
بسیار مخور، وِرد مکن ، فاش مساز اندک خور و گه گه خور و پنهان خور
توفیقتان افزون

احسان در ‫۱۵ سال قبل، جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱:

یا علی.

طاهره در ‫۱۵ سال قبل، جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:

یکی از دوستان شعر دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب ذلذی رو به حضرت حافظ نسبت داده.این شعر از فیض کاشانیه!توی همین ساین سرچ بزنید کل غزل رو بخونید.بیوگرافی فیض هم کاملا واضحه.اون شاگرد و داماد ملاصدرا و یک عالم دینی بزرگ بوده.نمیدونم عارف بوده یا نه.ولی اشعار عرفانی خوبی داره

طاهره در ‫۱۵ سال قبل، جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:

من اطلاعات زیادی در مورد خیام ندارم.اما اینکه بگه فارغ بودن ز کفر و دین دین من است که چیز بدی نیست!دین یک وسیله رسیدن به خداست و بعضیا اون رو با هدف اشتباه میگیرن.خیام شاید میخواد بگه هدف من خود خداست نه دین!شاید هم منظورش از فارغ بودن اینه که خودم رو در این قید و بند قرار ندم که کی دین داره و کی کافره.بهرحال منم مثل یکی از دوستان فکر میکنم میخوارگی هرقدرم برای یه نفر لذت بخش باشه اینطوری نیست که کسی بیاد درباره ش شعر بنویسه.بعلاوه در اون زمان اگر کسی اهل میخوارگی بوده جامعه کلا طردش میکرده چه برسه به اینکه شعراشو هم حفظ کنن و به نسلای بعد منتقل کنن.
یکی از دوستان گفته بود چرا باید از این اصطلاحات استفاده کرد؟الآن کاری به علتش ندارم.ولی کسانیکه متاخر تر بودن مثل شیخ بهایی که زندگینامش کاملا واضحه و شیخ الاسلام زمانش بوده هم از این واژگان استفاده کرده و همه میدونن اون حتی یکبار هم لب به شراب نزده:ساقیا بده جامی زان شراب روحانی /تا دمی برآسایم زین حجاب ظلمانی//دین و دل بیک دیدن باختیم و خرسندیم/در قمار عشق ایدل کی بود پشیمانی؟
شاید از زندگی حضرت حافظ هم چیز زیادی ندونیم ولی از اشعارش کاملا پیداست که یک عالم دینی بزرگ بوده و فرد بسیار متشرعی بوده.ولی در اشعارش از این اصطلاحات استفاده میکرده.همینطوره مولانا و عطار!
البته من در مورد خیام نظری ندارم.چون نمیشناسمش.ولی به این راحتیم نمیشه قضاوت کرده

شاهین شیرزادی در ‫۱۵ سال قبل، جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۰:

بیت چهارم مصرع دوم هوسی اشتباها هوس تایپ شده است.

امیر در ‫۱۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

با "ناشناس" موافق نیستم.
به بیت شش اشاره کردید ، اما پیش از این بیت در بیت سه می خوانیم:
شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای
قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه
شاید محبوب این قدر برای حافظ عزیز است که از او برای خود بتی ساخته است.
در غزل دیگری حافظ می گوید:
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد/ جهان بگیرد اگر دادگستری داند.
یا در بیت پنجم که به نظر من اوج این غزل است با توصیف "ظاهر" معشوق ، او را خدایی که عالم به هرگونه سر و رازی است معرفی می کند:
سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان
و از میان تیغ به ما آخته‌ای یعنی چه
خدایی که از میان حافظ با او آمیخته است و تاب این آمیختگی سنگین را ندارد.

فیروز در ‫۱۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶:

بادرود
از دوستان خواهشمندم .نسبت به معنای سروده ها هم نظر بدهند تا عقاید شاعر بیشتر به میان عموم برده شود.

max در ‫۱۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

من این شعر رو خیلی دوست دارم نه فقط ازلحاظ ادبی و این چیزا. به خاطر اینکه میدونم مورد پسند امیرالمومنین واقع شده.

امیر حسین در ‫۱۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

دکتر جعفری لنگرودی در
کتاب (راز بقای ایران در سخن فردوسی) معتقد است که فردوسی شیعه مذهب نیست اما
اعتقاد مفرط به اهل بیت دارد.
[ روزنامه اعتماد 26/2/85]
و نیز محمد علی
اسلامی ندوش در کتاب “چهار سخنگوی وجدان ایران” می‌نویسد: درباره مذهب فردوسی بحث
زیادی صورت گرفته است او را منسوب به شیعه دوازده امامی، زیدی و سرانجام هفت امامی
دانسته‌اند که هیچ یک دلیل متقنی به همراه ندارد. این بحث نشأت گرفته از ابیات
آغازین شاهنامه است که به نظر می‌رسد که در آنها دست برد زیادی راه یافته است از
مجموعه شاهنامه چنین برمی‌آید که فردوسی برفراز فرقه‌ها حرکت می‌کرده. [چهار سخنگوی
وجدان ایران – محمد علی اسلام ندوش]
اما در مورد اشعاری که فردوسی در وصف سیدنا
علی کرم الله وجهه سروده است باید گفت: سرودن این اشعار هم دلیلی دیگر برسنی مذهب
بودن فردوسی است. زیرا اهل‌سنت و الجماعة محبت آل رسول را از واجبات می‌شمارند و تا
به حال هیچ سنی مذهبی دیده به جهان نگشوده مگر اینکه محبت آل و اصحاب رسول گرامی
اسلام در خون و گوشت او عجین بوده است.
امام ادریس شافعی رحمه الله که یکی از
ائمه چهارگانه اهل‌سنت درمورد محبت اهل‌بیت چنین می‌سراید:
یا اهل بیت رسول الله
حبکم فرض من الله فی القرآن أنزله
کفاکم من عظیم القدر أنکم من
لم یصل علیکم لا صلوة له
[دیوان امام شافعی]
و نیز شاعرانی همچون مولانا،
سعدی و … که در سنی بودن آنها هیچ تردیدی نیست اشعار زیادی در وصف اهل‌بیت
سروده‌اند:
مولانا جلال الدین رومی می‌سراید:
از علی آموز اخلاص عمل شیر
حق را دان منزه از دغل [مثنوی ص 162]
و نیز می‌گوید:
گفت پیغمبر علی را کای
علی شیرحقی پهلوانی پردلی [همان منبع ص132]
سعدی می‌فرماید:
خدایا به حق
بنی فاطمه که بر قول ایمان کنم خاتمه [ کلیات سعدی] و…
و اما این مطلب که
آیا سلطان محمود به خاطر شیعی بودن فردوسی بر او خشم کرده است و وی را از دیارش
رانده است؟ باید گفت:
همانگونه که قبلا گفتیم منبع این سخن چهار مقاله عروضی
سمرقندی است. این کتاب از نظر تاریخی فاقد اعتبار است و اکثر حکایات آن جعل
می‌باشد. صاحب کتاب “فردوسی و شعر او” در مورد چهار مقاله عروضی چنین می‌نویسد: در
آن مقاله یک انشا و عبارت پردازی است و از لحاظ تاریخی اعتباری ندارد و بدان استناد
نمی‌توان کرد. شاید هیچ حکایتی از حکایات آن نباشد که از خبطه و خطا و سهو و اشتباه
و حتی جعل خالی باشد.
[فردوسی و شعر او]
علاوه بر این اکثر محققین علل دیگری
برغضب سلطان محمود نسبت به فردوسی بیان کرده‌اند که بعضی آنان عبارتند از:
1-
تاریخ سیستان که بالاتفاق معتبرترین و مهمترین مأخذ شرح حال فردوسی است و فقط ربع
قرن یا کمتر از عهد فردوسی بنگارش درآمده است ملاقات فردوسی با سلطان محمود را چنین
بیان می‌کند.
و حدیث رستم برآن جمله است که بولقسم فردوسی شاهنامه به شعر کرد و
بر نام سلطان محمود کرد و چندین روز همی برخواند. محمود گفت: همه شاهنامه خود هیچ
نیست مگر حدیث رستم و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست. بولقسم گفت: زندگی
خداوند دراز باد، ندانم اندر سپاه او چند مرد چون رستم باشد اما این دانم که خدای
تعالی خویشتن را هیچ بنده چون رستم دیگر نیافرید این بگفت و زمین بوسه کرد و
رفت.
ملک محمود وزیر را گفت این مردک مرا بتعریض دروغ زن خواند! وزیرش گفت:
بباید کشت. هرچند طلب کردند نیافتند. چون بگفت و رنج خویش ضایع کرد و رفت هیچ عطا
نایافته تا بغربت فرمان یافت… [تاریخ سیستان بتصحیح ملک الشعراء بهار]
2-
ابوالعباس فضل احمد از وزارت افتاد و احمد بن حسین میمندی وزیرسلطان شد و از اینکه
نام وزیر پیش در بن کتاب برده شده است غضبناک گردید.
3- بزرگان و شاهان قدیم در
شاهنامه ستوده شده‌اند و سلطان محمود که بنده زاده بود (ندانست نام بزرگان شنود). و
…
بهر حال، دلایل و براهین سنی مذهب بودن فردوسی واضحتر از آن است که بتوان او
را به دیگر مذاهب نسبت داد.

امان الله قویاش در ‫۱۵ سال قبل، پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

تشکر بسیار زیبا بوده

mahsa در ‫۱۵ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

besssiar zibast

اسدالله در ‫۱۵ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:

قصیده را امیر سعرا معزی چنین جواب داد :
رستم از مازندران اید همی
زین ملک از اصفحان آید همی

فرهاد در ‫۱۵ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

های من عاشق مولاناهستم
هفت آسمان را بر درم از هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگرید بر جان سرگردان من

حجت در ‫۱۵ سال قبل، چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۵:۳۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری:

سلام
من چجوری میتونم به موسیقی این شعر دسترسی داشته باشم ؟ منظورم فایل صوتی است نه مستند HOME

مادر امیرعلیی در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

ولی چه حاصل
ان که مثل یاس سپید در دریای ترنم دعوت جانانش میرقصید وخرامان بسوی او رهسپار بود دردانه مــــــن بود. پس به حق باید گفت که
من به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود.

مادر امیرعلیی در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.
این مصرع برای هرکسی رنگ بوئی داره
و با شنیدن آن خاطرات تلخ و شیرینی را بیاد میاره
ولی من اون بخاطر اینکه کلمه به کلمه اش شده نقش وجودم و روحم دوست دارم ومکررا" تکرارمیکنم
در زمانی که طفل 5/4 ساله زیبائی در دریای بیکران فغان وحسرت روی امواج خاطره ها و ارزوهای مستقبلینش رهسپار دیار باقی بود چشمان خسته وخونباری برای اخرین بار اورا نظاره میکرد و می خواست که سعی کند باور دارد این گذشتن ز او را

سید مصطفی حسینی در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

در بعض از نسخ این بیت نیز مشاهده گردیده است
دیگر مرا معامله با هیچکس نماند
بیعی که بی حضور تو کردم اقالتست

۱
…
۵۵۸۹
۵۵۹۰
۵۵۹۱
۵۵۹۲
۵۵۹۳
…
۵۸۱۹