شمس کاشانی در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۹۷ - مثل دوبین همچو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکانهای این شهر و اگر بیتدارک همچنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکانها را از هم جدا دانستهام:
👇👇👇
پس "زدی" اشراق آن نا احولی
بر دل کاشی شدی عمر علی
در سکوت در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
دکتر صحافیان در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد/هر کس که این ندارد حقا که آن(خانلری:جان) ندارد(۱۲۶)
جان آدمی بی زیبایی چهره دوست، شوق جهان ندارد،
آری آنکه در تماشای این زیبایی نیست، زنده نیست(ایهام آن:حال خوش- سعدی با جمله مثبت آورده: به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست...- واج آرایی حرف ج)
۲-با این وجود، در هیچ کس نشانهای از آن معشوق ندیدهام، یا او بینشان است و یا من از آن بیخبرم.(در ظاهر متضاد است اما جمال او در بی نشان بودن و فراجهان بودن است-مثل آشیانه سبمرغ؛ کوه قاف که در انتهای دنیاست-)
۳-در راه واهمهانگیز عشق، هر شبنمی چون صد دریای آتش است و درد اینجاست که این راز همیشه پوشیده خواهد ماند.
۴-ای کاروانسالار، همینجا که آسایش فراهم است و هنوز قدم در وادی عشق نگذاشتهای اقامت گزین، که راه عشق بیپایان است.
۵-چنگ قامتخمیده، با نوایی دلکش تو را به حال خوش می خواند، پند سودمند پیران( ایهام: شکل چنگ که کج هست) را بپذیر
۶-طریق خوش باشی و پنهان کاری را از محتسب رند بیاموز، که خود مست است اما کسی به او شک نمیکند.
۷- حکایت گنج برباد رفته قارون را بر دل خویش بازخوانی کن، تا در پی زراندوزی نباشد( و به حال خوش بپردازد- خانلری: با غنچه باز گویید: برگهای گل را پنهان نکند؛ شکوفا شود)
۸-رازهای عشق را از رقیبان بپوشان، حتی از شمع که این گستاخ سربریده( قیچی کردن سر شمع برای بهتر سوختن) راز تو را فاش خواهد کرد.
۹- در جهان بنده عاشقی چون حافظ نیست، چون هیچ کس پادشاهی مثل تو ندارد.
( بیت اضافه در نسخه خانلری: ذوقی چنان ندارد بیدوست زندگانی/بیدوست زندگانی ذوقی چنان ندارد همچنین بیتهای ۶و۸ وجود ندارد)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
ناپیدا در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق:
٫و انسان ها در این دنیا در خواب هستند هنگامی که بمیرند بیدار میشوند ...٫
چشمها را بستم
همه را کردم
همه را کندم و گفتم و کردم
...
همه در خوابند ... ؛ ...همه...
م.
ناپیدا در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۰ در پاسخ به تيمور دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق:
اسم یک برنامه تلویزیونی هست تو ایام ماه رمضان فکر کنم فقط نشون میده دقیق اطلاع ندارم : "زندگی پس از زندگی".
ولی اینجا هم دقیقا زندگی پس از زندگی ست...اما یک زندگی واقعی و حقیقی ...
ناپیدا در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش ..
و کسی که روح خود را باطن خود را ذات خود را و درواقع وجود خودش را نادیده بگیرد و از آن دور شود ..آه و حسرتی باقی ست ؟!
ناپیدا در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
و من به دنبال روح هایی میگردم که چون من است .
تا با آنان همزبان و همراه شده و مفهوم رنج و شوق خود را بگویم ...
ناپیدا در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
انسان از روح ساخته شده و در واقع از عالم بالا بوده و نه از جسم ؛ به عالم عرفانی و به روح باید توجه کرد نه به جسم و جسد خویش.
آرزو ی یک چنین فردی رهایی از جسم هست ..
و این قفس است برایش (جسم ):
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
.حافظ.
نی در اینجا خیلی ظریفانه آمده :
آنقدر روح انسان ی که از جسم رهایی میخواهد و به رفتن به سوی خداوند اشتیاق دارد ، به تب و تاب افتاده که پس از مدتی مثل نی نازک میشود ... قصه نازک شدن یک نی ... قصه به تب و تاب و شوق و به تنگ آمدن یک انسان ...
ناپیدا در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
بشنو از نی چون حکایت میکند ..
بگذار بر پشت زین خود معتبر بمانم
تو در کلبه و خیمه خود بازبمان
بگذار که سرخوش و سرمست به دوردستها روم
و بر فراز سرم هیچ جز اختران نبینم.
.گوته.
محسن جهان در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۲:
تفسیر ابیات فوق:
این عارف و حکیم قرن چهارم میفرماید:
تمام مشکلات مردم از برتری جستن و زیاده خواهی است و تذکر میدهد، اگر طالب آرامش و زندگی ایمن هستی، قناعت را سر لوحه امور قرار بده.
و اگر با خرد و دانش الهی مأنوس هستی، در این جهان خواهان یکتایی و یکتا پرستی باش.
علی رضا در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۷ در پاسخ به Sepide دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:
بانو پروین در بسیاری از اشعارشان از مولانا الهام گرفتن. همین شعر لطف خدا در دفتر سوم بخش ۳۶ بگونه ای دیگر توسط مولانا ذکر شده و بانو بسط داده اند و همینطور شعر محستب و مست .
احسان چراغی در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:
حافظ در غزلی میگوید:
«دولت آن است که بی خون دل آید به کنار»
که احتمالا نقطه مقابلِ مصرع دوم بیت آخر این غزل سعدی است.
احمد اسدی در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۵:
مصراع دوم بیت اول تسلط صائب را بر مفاهیم موسیقی ایرانی نشان میدهد که آنرا به زیبایی با مفاهیم عرفانی پیوند می زند.
اینکه صائب در سه بیت اول با نگرشی توحیدی مقصد همه ی راهها را یکی می داند و در کثرت صورتها فقط یک وحدت در معنی را میبیند.
با اینهمه این مفهوم معنوی را با زیبایی ادبیاتی ترکیب میکند و میگوید:
هر چند پرده هاست مخالف، نوا یکی است.
پرده در موسیقی ایرانی اصولا به عنوان فاصله دو نوت تعریف میشود که موسیقی ایرانی اضافه بر پرده های اصلی، نیم پرده و ربع پرده نیز دارد که به عنوان مثال نوت های بمُل و کُرُن به ترتیب نیم پرده و یا ربع پرده هستند. پرده در سازهایی مانند تار و سه تار، با بستن رشته هایی نخی بر روی دسته ساز مشخص میشود و در سازی مانند نی با سوراخهای نی. چنانچه مولانا میفرماید:
نی حریف هر که از یاری برید
پرده هایش پرده های ما درید
که در آن پرده اول پرده ساز و پرده دوم پرده حجاب است.
از طرف دیگر واژه "مخالف" به گوشه ای در دستگاه های سه گاه و چهارگاه اشاره میکند. گوشه ای بسیار زیبا که معمولا اوج آواز در آن اجرا میشود و پرده بندی خاص خود را دارد از ترکیب پرده های اصلی و نیم پرده.
صائب اشاره میکند که پرد ه ها مخالف است یعنی ترکیب پرده ها، در گوشه موسیقیایی مخالف هست اما از آن نوا حاصل می شود که "نوا" یکی از دستگاه های موسیقی ایرانی است که پرده بندی آن با گوشه مخالف متفاوت است.
ترکیب زیبای مفهوم وحدت در کثرت با واژگان موسیقیایی و این صنعت زیبای ایهام، هنری شگفت انگیز و تحسین برانگیز از صائب است.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۲ در پاسخ به ن،ن دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:
درود
برداشت شما از این بیت اشتباه است
گر چنانست که روی من مسکین گدا را
به در غیر ببینی ز در خویش برانماگر این طور است که روی مرا بر در غیر ببینی مرا از در خویش بران
یعنی من این کار را هرگز نمی کنم
اگر با غزل سعدی آشنایی داشته باشید فرهنگ سعدی، پایداری به عشق و دوست است حتی اگر تیرباران کنند نه اینکه فرار نمی کند بلکه حتی روی برنمی گرداند
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
هرچه در وصف خداوندگار سخن گفته شود باز در برابر این توصیف کم می آورد
هر کس به زمان خویشتن بود
من سعدی آخرالزمانم
الحق و الانصاف که خوب خودش را معرفی کرده
سعدی هرگز نمی میرد مگر اینکه بشریت بمیرد
RAMINKHAZAI۱۳۵ در ۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
به روایت تاریخ از نوع و سطح رابطه دوستانه ای که حافظ با شاه شجاع داشت میتوان اینگونه دریافت که این غزل همچون برخی از دیگر اشعارحافظ در وصف شاه شجاع باشد نه شخص دیگر
سید رضا نوعی ( حکیم ) در ۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸۰ - زن در ایران:
🔴پروین اعتصامی مدافع کشف حجاب و طرفدار فمینیسم ⁉️
✍️ فرمان کشفِ حجاب از سوی رضا خان به صورت رسمی در ( ۱۷ دی ۱۳۱۴ ) ابلاغ گردید ، این موضوع از سوی علمای اسلام و قاطبه مردم با مخالفت های جدی روبرو شد لیکن از همان ابتدا زنان روشنفکر مآبی مانند صدیقه دولت آبادی ، زندخت شیرازی و خصوصاً پروین اعتصامی در جبهه ی موافقان سرسخت قانون بی حجابی از سوی رضا خان که نقشِ پدری با اقتدار را برای آنها ایفاء می کرد ، ظاهر شدند .
✔️ پروین اعتصامی در اسفند 1314 و در حمایت از قانون کشف حجاب ، چکامه ای را با عنوان ( گنجِ عفت ) سرود که پاره ای از ابیات آن به شرح ذیل می باشد :
زن در ایران ، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش ، جز تیرهروزی و پریشانی نبودچشم و دل را پرده می بایست ، اما از عفاف
چادرِ پوسیده ، بنیادِ مسلمانی نبودخسروا ، دست توانای تو ، آسان کرد کار
ورنه در این کارِ سخت ، امّیدِ آسانی نبودشه نمیشد گردر این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
تبصره :
الف ) شعر فوق در اولین چاپ دیوان پروین و در زمان حیات خودش بطور کامل آمده لیکن توسط برادر پروین در چاپ های بعدی دیوان او ، سه بیت آخر قصیده حذف و نام قصیده نیز به ( زن در ایران ) تغییر یافت .
ب ) پروین در چکامه مزبور و در بیت ( چشم و دل را پرده می بایست ، اما از عفاف / چادرِ پوسیده ، بنیادِ مسلمانی نبود ) به دو مسئله اشاره می کند :
(1) - حجاب بزرگترین عامل عقب ماندگی زنان و محرومیت آنها از علم و دانش و مانع اصلی در راه حضور آنان در عرصه های فرهنگی و اجتماعی می باشد فلذا از نظر او با پاینندی به عنصر ( عفاف ) ، نیازی به حجاب نیست . در صورتیکه مطابق آموزه های اسلام ، حجاب هرگز مانع علم آموزی و حضور زن در عرصه های اجتماعی نبوده بلکه آن را ثمره ی عفاف و بعنوان عاملِ مصونیت معرفی می کند نه محدودیت .
(2) - پروین با عبارت ( چادر پوسیده ، بنیاد مسلمانی نبود) ، چادر را بعنوان نماد حجاب و عفاف ، مورد تخطئه قرار داده است .
(3) - این شاعره شهیر در ابیات پایانی قصیده خود ، رضا خان را خسروئی می داند که حجاب بعنوان بزرگترین عامل عقب ماندگی زنان ایرانی ، به دست توانای او برداشته شده و در در بیت بعد نیز تصریح می کند که رضا خان بعنوان یک ناخدا ، کشتی طوفان زده ملت ایران را به ساحل رشد و تعالی رسانده است .
ج ) البته حمایت پروین از فرمان کشف حجاب رضا خان ، محدود به سرودن قصیده مزبور نبوده بلکه او حمایت عمیق تر و بیشتر خود از این فرمان ننگین را با کنار گذاشتن حجابِ خویش ، عملاً به اثبات رساند و از آن پس فعالیت های علمی و اجتماعی خود را بدون حجاب ادامه داد . فلذا نگاه او را به به مسئله حجاب می توان برگرفته از مبانی فمینیسم سکولار تلقی و ارزیابی نمود .
🔵 رویکرد افراطی پروین به آزادی زنان ، برگرفته از افکار قاسم امین مصری است که توسط پدرش ( اعتصام الملک ) با آراء او آشنا شد . پدر پروین به شدت متاثر از دیدگاه قاسم امین بود ، بنحوی که کتاب ( تحریر المرأة ) او را با عنوانِ ( تربیت نسوان ) ترجمه و منتشر کرد . قاسم امین ، متفکری سکولار و طرفدار لیبرالیسم فرانسوی است و او را می توان از نخستین منادیان فمینیسم سکولار دانست .
🔴 نتیجه و تجزیه و تحلیل :
در مواجهه با افکار پروین اعتصامی ، عمدتاً سه رویکر وجود دارد :
1- گروه اول ، پروین را تا سر حد یک قدیسه و نمادی تمام عیار از زن مسلمان ، بالا برده اند .
2- گروه دوم ، در مواجهه با آراء و نظرات پروین اعتصامی ، راه بی انصافی و تفریط را پیشه کرده و با کمال ناسپاسی این بانوی شهیر در عرصه ادبیات ایران را ( شاعرِ نخود و لوبیا ) نامیده و متقابلاً به تجلیل از شاعره ی دیگر بنام ( فروغ فرخ زاد ) پرداخته اند .
3 - گروه سوم بر این باورند که دفاع پروین از فرمان ننگینِ کشفِ حجابِ رضاخان و پذیرش بی حجابی توسط مشارالیها ، به شدت مورد نقد و مغایر با آموزه های اسلام می باشد .
فلذا شایسته نیست که با فتوشاپ تصاویر وی و گذاشتن روسری بر سر او ، نامبرده را بعنوان شخصیتی تمام عیار و الگو و نمادی کامل برای یک زن مسلمان معرفی کرد ، نماد کامل و بی پیرایه برای زنان فقط حضرت زهرا ، حضرت خدیجه و زینب کبری ( سلام خدا بر ایشان باد ) می باشند .
اما در عین حال از نظر نگارنده ، می بایست نگاه خود را بیشتر معطوف به نقاطِ مثبتِ شخصیتِ این شاعره ی مُکرّمه ، معطوف نموده و به ایشان بعنوان یکی از مفاخر و مشاهیر بزرگِ ایرانِ عزیزمان ، ارج نهاد .
تفصیل این مطالب را نگارنده در مقاله ( پروین اعتصامی مدافع کشف حجاب و طرفدار فمنیسم ) به آدرس ذیل ، مورد تحلیل قرار داده ام
امیر محمد حیدری در ۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۲ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
گویا اساتید بجای توجه به این نکته سعی در تحمیل مذهب خودشون به حافظ رو دارند😂
اسماعیل کرمی در ۴ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰: