گنجور

حاشیه‌ها

امیر محمد حیدری در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۰ در پاسخ به سرگشته دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

جدی؟! ملکوت کجا ؟

واقعا در شگفتم که بعضی از دوستان از بعضی شعر ها چه مفاهیمی دریافت میکنن .

از سه سال پیش این شعر رو تا حالا ده ها بار خوندم و همچین حسی ازش نگرفتم . شاید گیرنده های من مشکل داره .

امیر محمد حیدری در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۴ در پاسخ به شکوه دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

از تقریباً هم معنی بودن مصراع اول نتیجه گرفتی کلش هم معنیه؟

استاد تفاوت مفهوم این دو بیت مثل شتر مرغ و عقابه.😶

امیر محمد حیدری در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۰ در پاسخ به علی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

نمیشه که هر جایی از شعر هر کسی رو اونجور که میخوایم تغییر بدیم و بعد بگیم اینطوری درست تره. اگه سندی مبنی بر اشتباه بودن این نوشته دارید ارائه بدید اگر نه لطفاً ما رو از نظر های کارشناسانه خودتون محروم کنید.

باند جمزباند در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۴۸ در پاسخ به سیاوش مرتضوی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

کاملا درسته این شعر در مقابل شعر شاه گفته شده ( چون حافظ اصلا نمیدونست چی به چیه اون موقع) به خاطر همین کارهای حافظ باعث شد تا مرتبه طلب رو بعد از 40 سال بدست بیاورد حالا شاه رو نگا و عظمتش را که رندی چون حافظ را 40 سال بازی داد شاه یعنی نعمت الله دیگه 

به قول فیض کاش ما هم ی گوشه ی چشمی ازش ببینیم 

کاش الان بشم از دو جهان بیگانه     به جز عشق رخ دلدار غلطی است غلط ( البته این اصل شعر نیست)

ناپیدا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:

لیلی و مجنون یک داستان و قصه هست ...شاید واقعی هم نباشد ...ساخته ذهن هست و بس ...

عاشق و نیز عشق را تنها در قصه ها میتوان دید و در دنیای واقعی اما نه، و اگر هم باشد کم است !

اما با این وجود که این ها قصه و الکی هستند اما یک هدف حقیقی در خود دارند .

ناپیدا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:

پرورده عشق شد سرشتم ...عشق همیشه دو طرفه هست ...یعنی قرار نیست یکی عاشق باشد و دیگری معشوق ! درواقع هر دو طرف هم عاشق و هم معشوق هستند .در واقع عشق به دلیل نیاز انسان به احتیاج داشتن و محتاج بودن به وجود آمد .

برای آنکه نور و روح خداوند در ما قرار گرفته شده و ما بی قرار میشویم ... در ما و در وجود ما ! ...

ناپیدا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:

و این عشق واقعی همین گونه نیست که همان اول عاشق شوی و آن هم عشق واقعی باشد؛

در واقع عشق انسان به انسان یا عشق زمینی یا عشق مجازی یک پلی و راهی برای همان عشق واقعی یا همان عشق عرفانی یا همان عشق به خدا هست .

 

ناپیدا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:

بیت بعدی از نتایج عشق واقعی ست : احترام ......

و این احترام نتیجه شناخت واقعی خود بعد دنیا و سپس اطرافیان و ... است و این گونه هست که مفهومی به نام نیمه گمشده هم به وجود آمد !

ناپیدا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:

از عمر من هر چه برجاست بستان و به عمر لیلی افزای ..

عشق ایثارگر

ناپیدا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:

دریاب که مبتلای عشقم ..

تو خدایا آگه از شور دل بیتابی برهانم ز غم عشق و تف بی تابی

ناپیدا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:

پنهان بودن خداوند و آشکار بودن صنع او ..

در سکوت در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

محسن جهان در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۳۷ - در حسب حال و ختم کتاب گوید:

تفسیر ابیات ۱۴ و ۱۵:

عارف عالیقدر می‌فرماید؛ هیچگاه از برای تمایلات نفسانی خود از خداوند خواسته‌هایت را طلب مکن که، در اینصورت ناخرسندی او را بهمراه خواهد داشت.

ولی چنانچه به هر میزان از امیال و هوسهای مادی خود کم کنی، به همان میزان ذات اقدسش از تو خشنود می‌گردد.

غبار ره در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در پاسخ قصیدهٔ عارف زرگر:

این قصیده چنانکه در بیت آخر گویاست، در جواب قصیدهٔ فضل ین یحیی بن صاعد هروی، معروف به عارف زرگر که قاضی هرات بوده، سروده شده است.

مطلع سروده عارف زرگر در ستایش سنایی این است:

ای نهاده پای همت بر سر اوج سما

وی گرفته ملک حکمت گشته در وی مقتدا

 

 

البته در برخی کتب تذکره شعر سنایی با تفاوتهایی از قرار ذیل نقل شده:

مصراع دوم بیت اول:

پای نتوانند بردن بر بساط مصطفی

مصراع اول بیت دوم:

خرمی چون باشد اندر کوی دین کز بهر مُلک

 

حسین . در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۴ در پاسخ به امیر صادقی دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:

باسلام

اگر امکان داره چند نمونه شعر در این باب معرفی کنید

ممنون

کامران تلطف در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۰۹ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:

در میان مهربانان مهر دار و گو ...

به احتمال بیشتر گو در خط سوم به معنای دلیر و پهلوان زیاده گو است و سنگ به معنالی بزرگ منشی.

Among the Beloveds, be full of love and do not be too brave

 [For] the desires of the possessors of [kind] hearts, brings dignity

عباس در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۱۵ در پاسخ به مهدی قادری دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۴ - د‌ر مدح خاتم انبیا محمد مصطفی و امام عصر عجل الله فرجه و ستایش محمدشاه غا‌زی و جناب حاجی میرزا آقاسی گوید:

سلام دوست عزیز هدف هر هنرمندی زیبایی آفرینی است و شعرا هم از این مستثنا نیستند. 

لذتی که از خواندن این اشعار می بریم فایده آن برای ماست

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۲ در پاسخ به علیرضا بیغم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

حافظ که در میان متشرعین پشمینه پوش زاهد متعصب ترسی از انتقاد نداشته و هرجا از دم الخبائث نام برده حتما ترسی نداشت که بگوید اندکی تربت به کفنم ببندید

و چه خنده دار است که حافظ از نام بردن تربت بترسد و بگوید پیاله شراب بر کفنم ببندید!!!

این که در یک جامعه متشرع خطرش بیشتر از تربت است

آخه آدم یک حرفی که می زند باید به عواقبش هم فکر کند

 

لطفا اشعار حافظ را با خرافات قاطی نکنید

بروید مفاتیح و حلیة المتقین بخوانید و حافظ را برای اهلش بگذارید

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۳۱ در پاسخ به سعید حیدری دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۴:

سر از بیچارگی گفتم نهم شوریده در عالم
دگر ره پای می‌بندد وفای عهد اصحابم

مصرع اول را کمی جابجا کنیم

از بیچارگی گفتم شوریده سر در عالم نهم

از روی ناچاری و بیچارگی با خودم گفتم سر به آوارگی بگذارم و آواره شوم ولی عهدی که با دوستانم بسته ام و باید به ماندن در کنارشان وفا کنم پای مرا می بندد

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۲ در پاسخ به رویا مهدیخانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

درود

همان اجل درست است

روز ازل روز آغازین خلقت است و روز اجل روز معهود پایان عمر است روزی که مهلت رفتن است

حافظ اگر در روز مرگ جامی به کف بیاوری مستقیما از کوی خرابات به بهشت می روی

یعنی باید ساکن کوی خرابات باشی تا مجوز ورود به بهشت بگیری

 

پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر

به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز

۱
…
۱۵۵۵
۱۵۵۶
۱۵۵۷
۱۵۵۸
۱۵۵۹
…
۵۸۵۵