جهن یزداد در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۱۵ در پاسخ به حمید- م دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:
دوشیزه بچم دوشنده نیز است دوشیزه هم بز و میش و هم دوشنده را گویند و هم کسی که انرا می دوشد و دوشیز نیز همینگونه است
جهن یزداد در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۹ در پاسخ به سارا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:
هیچگاه زبان پارسی این همه پایمال نشده بود اینان اکنون استاد دانشگاهند ای خاک بر سر روزگار - میدانید چیست اینان پیداست که نمیتوانند پارسی را رو خوانی کنند کسی که نمیتواند درست بخواند چگون انرا بداند
زبا هم بخوانیم
مر او را ز دوشیدنی چهار پای
ز هر یک هزار امدندی بجای
همان گاو دوشا و فرمانبری
همان تازی اسب گزیده مری
بز و میش بد شیرور همچنین
بدوشیزگان داده بد پاکدین
میگوید ز ر یک هزار امدندی بجای
هزارتا گاو (یک مر )هزار تا اسپ ( این هزارتا اسب هم مری - این با گاوها شد مر دوم ) هزار تا میش(یک مر دگر -شد مر سوم ) هزار تا بز( این هم یک مر ) - هر پنجاه تا یا هر صد تا یا هر هزار تا یا هر چند تایی که بگویی را می توانی مر بگذاری مثلا ۲۰ تا بیست تا صد تا صد تا هزار زار تا هرچند که بگویی یک مر است - اینجا گفت ز هر کدام هزار تا بود اینجا مر هزار است مر یعنی شمار -
این درباره مرداس پدر است و نه بیوراست -مر بچم بار هم هست هزار هزار بار= هزار هزار مر=یک ملیون -
همان تازی اسب گزیده مری
= ز گزیده اسبان تازی نیز مری - هزار تا - دارد میشمارد مری = یک مر
چوپانان و پیرزنان کوچ گرد و روستایی این مرز و بوم شاهنامه میخواندند و میدانستندش - اکنون از رو نمینتوانید بخوانید اکنون این پزوهنده و استاد دانشگاه شاهنامه شناس است -
-
ز گاوان دوشا و فرمانبری = از گاوهای دوشا و شخم زن / ز گاوان دوشا ی فرمانبری گاو دوشای فرمانبر امخته / ز گاوان دوشا بفرمانبری -گاوی که برای دوشیدن نمیخواهد ببندیش اوازش میدهی میاید پیش رو پیش میرود پس بیا پس می اید و هنگام دوشیدن ارام است یک جا بشین یعنی بفرمان میشود بدوشیش خودش میاید پای بادیه می ایستد
جهن یزداد در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:
دوشیزه جز همسر ندیده بچم گوسفند و بز شیردار دوشیدنی و همچنان دوشنده ان نیز گفته میشود - در طبری میخوانیم پیامبر را از هفت گوسفند دوشیزه بود
جهن یزداد در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۲ در پاسخ به خسروساسان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:
باد سرد نفرین و نکوهش است -
چی برای خود میگویید کی به فرزندش تکبر دارد ؟ و در کا باد تکبر است
باد غرور گفتند نه تکبر -
که باد سرد اه و نفرین است
خوب در دهخدا بنویسید باد سرد بخوانید دست کم
جهن یزداد در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۸ در پاسخ به محسن ، ۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:
باد سرد نفرین است - ز ترس خدا و ترس از ناله و نفرین کسان
جهن یزداد در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۶ در پاسخ به انوشه روان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک:
چند این استادان دانش ناپژوه ما ژاژ و یافه میبافند هیچ میندیشید رستم سالها پس از سههراب بود و سیاوش را نزد خود اورد و دایه سیاوش بود و سپس که سیاوش کشته شد سالها ماند تا کیخسرو بزرگ شد و او را به ایران اوردند سپس افراسیاب پیران و خاقان چین و کاموش کشانی را به جنگ ایران فرستاد و خاندان گودرز بسیاری کشته شد و هفتاد پسر گودرز کشته شد و لشکر ایران توان جنگ نداشت و رستم امد و کاموس را کشت و داستان اکوان دیو پیش امد و داستان زندانی شدن ویژن پدید آمد و سپس رستم با هفت پهلوان گزین با جامه بازرگانی به ختن رفت و توانست منیژه را پیدا کند و بیژن را آزاد کرد و سپس جنگ دوازده رخ پیش امد و سپس جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب پدید امد و به پایان شاهنشاهی ۶۰ ساله کیخسرو افراسیاب کشته شد و سپس شاهی لهراسب و سپس شاهی گشتاسپ و در پایان شاهی گشتاسپ رستم کشته شد - ایا اینان نمی اندیشند که اگر سهراب رستم را کشته بود سهراب به ان پهلوانی چگونه یکباره نابود شد - دگر انکه هرچند پدرکشی سهمگین است با این همه در اوردگاه و نادانسته - چون بی اگاهی بی گناهی است -
احمدرضا کلانتری در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۲۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۴:
... و لاحول گفتم که دیگرباره ابلیس را معلم ملائکه چرا کردند
FarshidZare در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:
در بیت هشتم منظور از "مهر و وفا دیدن از پسران"چی میتونه باشه؟
در اشعار حافظ عشق به جنس مذکر زیاد دیده شده ولی نه از نوع همجنسگرایانه!
از استادان عزیزم در این رابطه کمک میخوام
عباس جنت در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۰۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۱:
بیان مقصود شاعر از این بیت: "دوست نزدیکتر از من بمن است" جمال قدم جل جلاله میفرمایند قوله تعالی: "ولکن مقصود شاعر از این بیت که دوست نزدیکتر از من بمن است وین عجب تر که من از وی دورم ترجمه ایه مبارکه بوده که میفرماید و نحن اقرب الیه من حبل الورید
مائده اسمانی - جلد ١: صفحه ۵۷
jahad۱۰۰z . در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۶۲:
عالیه... فریاد که آخر به صدایی نرسیدیم
عباس جنت در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸:
مولانا رازی میدانسته کر جرات گفتن آن را نداشته یا بهتر بگم مردم زمان او آمادگی شنیدن آن را نداشتند. برای همین در بیشتر اشعار از کلمه خموش یا خاموش استفاده میکرده و به خودش یادوری میکرده که نگو
خموش باش خموش باش در این مجمع اوباش
مگو فاش مگو فاش زمولی و زمولا
در اینجا هم میگوید دهان ببند و امین باش در سخن گفتن
حبیب شاکر در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۰:
سلام بر همنفسان
بیجاست طمع زدیو قرآن خواندن
یا بذر وفا دراین جهان رویاندن
نبود چو به اختیار ما کار جهان
خوشتر که درآن مرکب شادی راندن
سپاس از دوستان
Ma Na در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۴۳:
محتقق --------> محقق
احمد نیکو در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۸:
اسرار جهان چنانکه در دفتر ماست
گفتن نتوان که آن وبال سرماست
چون نیست در این مردم نادان اهلی
نتوان گفتن هرآنچه در خاطر ماست
احسان در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۷:
«ز دنیا و ز عقبی و ز خود فرد بمانید.»
ظاهراً «فرد بمانید» در اینجا به معنای «جدا شوید» است. یعنی همانگونه که تمام هستی و خود ما از یک جرعه از شراب خداوندی به وجود آمده ایم، جرعه دوم این شراب می تواند ما را از تمام هستی و حتی از خودمان هم جدا کند.
جهن یزداد در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۲ - گریختن شبانهٔ افراسیاب از گنگ، سوگ سیاوش و بازگشت کیخسرو از چین به سوی ایران:
مرا ماندی اندر جهان یادگار
چکاوک /شهنوازی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه » بخش ۴ - اشارة الی صفاته سبحانه:
چه زیبا میگود وصف الله
چکاوک /شهنوازی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
ایمان دارم، معنای که ما از بوی جوی مولیان دریافت میکنیم با آن معنای حقیقی که مد نظر شاعر میباشد بسیار تفاوت دارد.
امیر علیرضایی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۷ در پاسخ به دکتر امین لو دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۲ - گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی میکن:
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت جناب دکتر امین لو عزیز، ممنون میشوم اگر یک راه ارتباطی به بنده پیشنهاد کنید تا بیشتر بتوانیم از حضورتان استفاده کنیم.
نیما سعادتی در ۴ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۸ - نامهٔ اندوهگین یزدگرد به مرزبانان: تعبیر خواب نوشینروان، تاخت تازیان و نهفتن گنج و ساز در دژها: