گنجور

 
فتحعلی‌شاه

بخرام که سرها شد خاک کف پای تو

آویخته جان‌ها باز از بند قبای تو

گفتی که برای کیست دست از دو جهان شستن

عالم همه می‌دانند والله برای تو

صد ملک سلیمان را در زیر نگین بنگر

شاهان جهان هستند امروز گدای تو

عید است و شود جان‌ها امروز به قربانت

برخیز و تماشا کن عالم به فدای تو

از آب و گل این خلقت هرگز نشود ممکن

روحی‌ست مجسم شد در زیر قبای تو

از هجر تو می‌سوزم در آتش غم هر شب

من تن به قضا دادم چون بود رضای تو

خاقان به هزار امید در کوی ماوا کرد

آخر ز غمش کشتی این بود وفای تو

 
 
نسکبان اندروید
امیرخسرو دهلوی

ای جان من آویزان از بند قبای تو

بیچاره دلم خون شد در عهد وفای تو

افتاده نخواهم بود، الا به درت زین پس

گر خاک شوم باری زیر کف پای تو

گفتی که بدین زاری از بهر که می میری

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

شاهان جهان باشند از جان چو گدای تو

محبوب تر از جانی صد جان به فدای تو

رندان ز تو می جویند زهاد ز تو حلوا

هر کس به هوای خود مائیم و هوای تو

دل خلوت خاص تست ، بنشین تو به جای خود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه